هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٥٤
سمت خدا كردند. در چنان وضعيتى كسى مثل على بن ابى طالب (ع)، خليفه مسلمين و كسى مثل حسين بن على (ع)، شخصيت برجسته مىشود. چرا كه معيارها در وجود اينها بيش از ديگران است. وقتى معيار خدا، تقوا، بى اعتنايى به دنيا و مجاهدت در راه خدا باشد كسانى به صحنهعمل مىآيند كه اين معيارها را دارند. اينها سر رشته كارها را به دست مىگيرند و جامعه، جامعهاى اسلامى خواهد بود. اما وقتى كه معيارهاى خدايى عوض بشود، هر كسى كه دنيا طلبتر، شهوترانتر و براى به دست آوردن منافع شخصى زرنگتر و با صدق و راستى بيگانهتر است، سر كار مىآيد. آن وقت نتيجه اين مىشود كه امثال عمر بن سعد و شمر و عبيد الله بن زياد مىشوند رؤسا، و مثل حسين بن على (ع) به مذبح مىرود و در كربلا به شهادت مىرسد. اين يك حساب دو دو تا چهار تاست.
كسانى كه دلسوزند نبايد بگذارند معيارهاى الهى در جامعه عوض بشود. اگر معيار تقوا در جامعه عوض شد معلوم است كه بايد خون يك انسان با تقوايى مثل حسين بن على (ع) ريخته شود. اگر زرنگى و دست و پا دارى در كار دنيا و پشت سر هم اندازى و دروغ گويى و بى اعتنايى به ارزشهاى اسلامى ملاك قرار گرفت، معلوم است كه كسى مثل يزيد بايد در رأس كار قرار بگيرد و كسى مثل عبيد الله بايد شخص اول كشور عراق بشود! «١» قضاوت ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر (ع) نقل مىكند كه ايشان فرمودند: در بنىاسرائيل عالمى بود ميان مردم قضاوت مىكرد. همين كه هنگام مرگش رسيد به زن خود گفت وقتى كه من مردم مرا غسل ده و كفن كن و در سرير بگذار، رويم را بپوشان. بعد از فوت او، زنش همان كار را كرد و رويش را پوشانيد؛ پس از مختصر زمانى روى او را باز كرد تا يك با ديگر او را ببيند. چشمش به كرمى افتاد كه گوشت بينى شوهرش را مىخورد! خيلى ترسيد. شبانگاه او را خواب ديد. گفت از ديدن كرم ترسيدى؟ زن جواب داد بسيار ترسيدم! قاضى گفت اگر ترسيدى، بدان آن چه از گرفتارى به من رسيد، فقط به واسطه ميل و علاقهام بود نسبت به برادرت. روزى با طرف مورد نزاع خود براى قضاوت پيش من هزار و يك نكته ٥٩ رفع مشكل با نماز ص : ٥٩ آمد و من در دل ميل داشتم حق با او باشد و گفتم خدايا حق