هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١١٥
بودم وضع روحى و جسمىام در شرايط فوق العاده نامناسبى بود كه در شب هفتم در عالم رؤيا ديدم كه آيت اللّه گلپايگانى در كنار بسترم سجاده پهن كرده است و با حالت خاصى مشغول نماز و تهجّد مىباشد. تا از خواب بيدار شدم، به خود گفتم من از اين وضعيت وخيم شفا و نجات پيدا خواهم كرد. نماز و دعاى ايشان در كنار تختخواب، نشانى از استجابت اين دعا است.
اتفاقاً آقاى انصاريان مدير محترم انتشارات انصاريان قم به عيادت اينجانب آمده بود. من خوابى را كه آن شب ديده بودم كوتاه و فشرده براى او تعريف نمودم كه چنين صحنهاى را در عالم رؤيا ديدهام. ايشان در بازگشت به قم اين خواب را براى آقا تعريف كرده بود. آقا مكثى نموده و از آقاى انصاريان پرسيده بودند: «آن رؤيا در چه شبى بوده است؟» پاسخ دادند در فلان شب. آقا فرمودند: «من در آن شب، افرادى را در نماز شب ياد كردم و نام بردم، يكى هم آقاى مير شاه ولد بود ...» «١» خصوصيات اخلاقى آيتاللّه مرعشى نجفى از زبان فرزندش دكتر سيّدمحمود مرعشى يكى از خصوصيات برجسته ايشان ساده زيستى و عدم توجه به مسائل مادى و زخارف دنيوى بود. ايشان پس از اقامت در قم و ازدواج با والده ما از نظر مالى مدتها در وضعيت بدى به سر مىبردند و مدتها اجاره نشين بودند تا اينكه كم كم با تهيه يك زمين كوچك در آن خانهاى ساختند و تا آخر عمرشان نيز در آن زندگى كردند. ايشان هر آنچه به دست مىآوردند، در راه رفع حوايج مردم مصرف نموده، يا وقف مىكردند و هيچ گاه مالى را به خودشان اختصاص ندادهاند مىفرمودند: «من شب كه مىخوابم هيچ پولى، هيچ اندوختهاى در جيب من نباشد، چون ما عامل هستيم. ما بايد از اين دست بگيريم و با دست ديگر بدهيم به فقرا، ايتام، نيازمندان و كمك كنيم به مراكز علمى، دينى و فرهنگى، اينها مال ما نيست!» و تا آخر عمر نيز چنين بودند. شب آخرى كه ايشان رحلت فرمودند، همان شب به بنده مىفرمودند: «من خيلى بارم سبك است و هيچ نگرانى ندارم، تنها يك چيز مرا زجر مىدهد و آن اين است كه مىترسم در ايام زندگيم نوشته من يا صحبتهاى من در هر موردى باعث شده باشد كه حقى ناحق شود، يا در همسايگى ما گرسنهاى بوده باشد و ما غذاى سير خورده باشيم كه واللّه و باللّه و تاللّه اگر