هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٠٢
با عقل و بينش بررسى كند، هرگز مسئله آخرت و زندگى پس از مرگ را انكار نخواهد كرد.
اگر ما، با دقت و شعور و انصاف، به دنياى خود نگاه كنيم، به روشنى مىبينيم كه انسان و حيوان و گياه، و بالاخره تمام موجودات زنده اين دنيا، از نيستى به وجود آمدهاند. پس خداوند كه قادر بوده است اين زندگى و اين همه موجودات زنده را، از نيستى به هستى بياورد، باز هم قدرت آن را خواهد داشت كه پس از مرگ و نابودى اين موجودات، يكبار ديگر آنها را زنده كند.
اخلاق و سيرت ميرزاى شيرازى او از نظر اخلاق و رفتار و مسائل انسانى و معنوى، و در قيام به وظايف شرعيه، در غايت كمال و اوج اشتهار بود. حكايات و نوادر بسيارى از حالات روحى ومعنوى او را نقل كردهاند كه مجموع اين حالات، او را به رتبهاى از مراتب سازندگى رسانده است كه به اصطلاح علماى وقت، به او لقب «مجدد و احياگر مذهب» را دادهاند كه در راس هر قرن، يك فرد از ميان جمع اخيار و رجال علمى مىدرخشد و تجديد كننده و احياگر اصول معارف علمى و عملى مذهب مىشود.
(اين سخن هر چند منبع معتبر روايى ندارد، ولى در عمل و تاريخ چنين پايگاهها و محورهاى مردمى را مىتوان نشان داد).
از كرامات ميرزا نمونههاى بسيارى نقل شده است. كارهاى شگفتانگيزى كه جز به خواست و لطف خدا ممكن نيست. نقل مىكنند: «سه مرد از زوار فقير سامراء كمك مالى طلب كردند. ميرزا به اولى بيست قران، به دومى پنج قران داد و به سومى هيچ. سه نفر ابراز نارضايتى و عدم تساوى در اجراى عدالت كردند. ميرزا گفت تساوى برقرار شده است. بر رسوايى خودتان اصرار مىكنيد. اما آنها راضى نشدند و پافشارى كردند. ميرزا دستور داد آن سه نفر را بازجويى كردند. معلوم شد كه نفر اول (كه به او بيست قران داده بود) در كيسهاش پنج قران داشته، و نفر دوم (كه به او پنج قران داده شده بود) در كيسهاش بيست قران داشته، و نفر سوم (كه چيزى دريافت نكرده بود) بيست و پنج قران داشته است. از اينجا معلوم شد كه منظور ميرزا از تساوى ميان آنها چه بوده است؟ «المومن ينظر بنور الله» در خوش بر خوردى و شيرينى گفتار، نمونه نداشت. شخص در هنگام جدا شدن از ميرزا