هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٧٠
كاروان، پيرمردى ناتوان، آرام آرام مىآمد، به من رسيد و گفت: «براى چه نشستهاى؟ بر خيز و حركت كن كه اين جا جاى خوابيدن نيست.» گفتم: چگونه راه روم كه پايم را ياراى حركت نيست.
گفت: مگر نشنيدهاى كه صاحبدلان مىگويند: رفتن و نشستن (با آرامش و كم كم ره سپردن) بهتر است از دويدن و خسته شدن و درمانده گشتن؟
اين كه مشتاق منزلى، مشتاب پند من كار بند و صبر آموز اسب تازى دوتگ رود به شتاب اشتر آهسته مىرود شب و روز «١» لذت كشف حقيقت دانشمند معروف اسلامى، ابوريحان بيرونى در معرض موت قرار داشت.
وى همسايهاى داشت كه فقيه بود. همسايه به عيادت ابوريحان آمده و او را در حالى ديد كه در بستر افتاده و در انتظار مرگ به سر مىبرد و به اصطلاح رو به قبله است و چيزى از عمرش باقى نيست. در آن لحظه ابوريحان از فقيه مسئلهاى را پرسيد.
فقيه سؤال كرد: حالا چه وقت پرسيدن مسئله است؟
ابوريحان گفت: مىدانم كه الآن دارم مىميرم، اما اگر بدانم و بميرم بهتر است از اين كه آن را ندانم و دنيا را وداع بگويم! پس جوابم را زودتر بده؟
فقيه جوابش را داد.
آن فقيه مىگويد: وقتى برخاستم و به طرف خانهام رفتم، هنوز به خانه نرسيده بودم كه صداى گريه و شيون از خانه ابوريحان بلند شد! اين يك حسى است در بشر، دانشمندانى كه اين حس را زنده نگاه داشتهاند و آن را پرورش دادهاند به مرحلهاى مىرسند كه لذت كشف حقيقت برايشان از هر چيز ديگر برتر است.
نيروى اسرارآميز مرحوم آخوند ملا حسين قلى همدانى از علماى بزرگ اخلاق و سير و سلوك در اعصار اخير