هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٣٢
وقت راضى نيستم كه تو براى پول آوردن براى من دست و پايى بكنى. بگذار مردم به روش خودشان هر طور مىخواهند وجوهات بدهند. شما جاى خودتان باشيد هر كس خواست وجوهات بدهد، خودش پيش شما بيايد.
خودتان را از ذلت نجات دهيد بنده در همان لحظه اول برخورد (ورود امام از پاريس به تهران) در چهره اكثر اين نيروهاى انتظامى علاقه و عشق به امام را مشاهده كردم. امام در همان لحظات اول چند جمله برايشان صحبت كردند كه: «اين شاه و دربار شما را تحقير كردهاند و شخصيت شما را لگدمال كردهاند، شما را در برابر آمريكاييها كوچك شمردهاند. شما بايد همت كنيد و خودتان را از آن ذلت و حقارت نجات دهيد.» و بعد هم فرمودند كه: «شما ديگر راحت باشيد كه شاه ديگر برنمىگردد و از كسى ترسى نداشته باشيد. شاه ديگر قدرت اينكه برگردد و شما را اذيت كند ندارد!» «١» كار ارزشمند وقتى در ايرانشهر سيل آمد، خانههاى بسيارى از مردم خراب شد. ما از طريق كرمان براى كمك رسانى به ايرانشهر رفتيم. وقتى به آن جا رسيديم پرسيديم: مسئوليت كارها را چه كسى به عهده دارد؟ گفتند: آن سيدى كه داخل سيل است. نزديكتر رفتم، سيدِّ رشيدى (آيت اللّه خامنهاى) را ديدم كه يك كيسه آرد به دوش گرفته، پاچههاى شلوارش را بالازده است تا آب نگيرد و به كسانى كه دچار سيل شدهاند كمك مىكند. پس از سلام و احوال پرسى، به او گفتم: چه چيز نياز است؟
فرمودند: همه چيز نياز است، ولى الآن كمكهاى نقدى بهتر است. سريع به رفسنجان آمديم و در مساجد پول جمع كرده، به ايرانشهر برگشته و خدمت حضرت آيتاللّه خامنهاى رسيديم.
ايشان فرمودند: الآن وقت خوبى است، آقايان همه جمع هستند، خوب است ببينيم با اين پول چه كار كنيم تا بيشترين استفاده را براى سيل زدهها داشته باشد. هر كس پيشنهادى داد، در پايان ايشان فرمودند، به نظر مىرسد براى هر يك از خانوادههاى سيل زده يك گوسفند پاكستانى كه شير فراوان مىدهد و زاد و ولدش زياد است بخريم تا بتوانند از پوست، گوشت، شير و زاد و ولدشان استفاده كنند. اين كار ارزشمندى بود كه آن موقع براى سيل زدهها انجام شد. «٢»