هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٥٢
موعظه مىكرد و آنها را در جاده هدايت با سرعت پيش مىبرد. چه طور شد كه همين جامعه، همين كشور و همين شهرها آن قدر از اسلام دور شدند تا كسى مثل يزيد بر آنها حكومت كرد؟
چرا بايد وضعى پيش بيايد كه كسى مثل حسين بن على (ع) ببيند چارهاى ندارد جز آن فداكارى عظيم، كه در تاريخ بى نظير است. چه شد كه آنها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است.
ما بايد اين را امروز مورد توجه دقيق قرار بدهيم. ما امروز يك جامعه اسلامى هستيم. بايد ببينيم آن جامعه اسلامى چه آفتى پيدا كرد كه كارش به يزيد رسيد. چه شد كه بيست سال بعد از شهادت امير المؤمنين (ع) در همان شهرى كه ايشان حكومت مىكرد سرهاى پسران امير المؤمنين را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند! كوفه همان جايى است كه امير المؤمنين (ع) توى بازارهاى آن راه مىرفت، تازيانه بر دوش مىانداخت و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مىكرد. فرياد تلاوت قرآن در آناء الليل و اطراف النهار، از مسجد و تشكيلات آن بلند بود.
اين همان شهر است كه حالا دخترها و حرم امير المؤمنين (ع) را به اسارت در بازار آن مىگردانند. چه شد كه ظرف بيست سال به اين جا رسيدند؟ جواب، اين است: كه يك بيمارى وجود دارد كه مىتواند جامعهاى كه در رأس آن كسى مثل پيغمبر اسلام (ص) و اميرالمؤمنين (ع) بوده است را در ظرف چند ده سال به آن وضعيت برساند. پس اين يك بيمارى خطرناكى است و ما هم بايد از اين بيمارى بترسيم. امام بزرگوار ما اگر خود را شاگردى از شاگردان پيغمبر (ص) محسوب مىكرد، سر فخر به آسمان مىسود. افتخار امام ما كجا و پيغمبر (ص) كجا؟ جامعهاى را كه پيغمبر (ص) ساخته بود، بعد از مدت چند سال به آن وضع دچار شد و لذا جامعه ما خيلى بايد مواظب باشد كه به آن بيمارى دچار نشود. عبرت اين جاست. ما بايد آن بيمارى را بشناسيم و آن را يك خطر بزرگ بدانيم و از آن اجتناب كنيم! دوم. [پيام فورى عاشورا] به نظر من امروز [اين] پيام عاشورا از ديگر درسها و پيامهاى عاشورا براى ما فورىتر است: ما بايد بفهميم چه بلايى بر سر آن جامعه آمده كه سر حسين بن على (ع)، آقازاده اول دنياى اسلام و پسر خليفهمسلمين على بن ابى طالب (ع)، در همان شهرى كه پدر او بر مسند خلافت مىنشسته است گردانده شد و آب از آب هم تكان نخورد! ببينيم چگونه از همان شهر