هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٢٣٣
مزاح فرمودند: تا اين جا را قبول دارم ولى به شرط اين كه قسمت دوم آيه شريفه را نخوانيد كه اگر بدهكار توانايى پرداخت ندارد به او ببخشد: ان تصدَّقوا خير لكم ... «١» (بقره: ٢٨٠)
حقيقت دنيا دنياى هر كس، همان آمالش است. از دنيا تكذيب شده است. از عالم طبيعت تكذيب نشده.
دنيا همان است كه پيش شماست. خود شما وقتى به نفستان توجه داريد، خودتان دنياييد.
دنياى هر كس آن است كه در خودش است. آن تكذيب شده است. اما از شمس و قمر و طبيعت، هيچ تكذيب نشده و تعريف شده است. اينها مظاهر خداست. آنى كه انسان را بعيد مىكند از ساحت قدسى و كمال، دنياست و آن هم پيش خود آدم است، توجه به نفس است ... خيال نكنيد كه اهل دنيا عبارت از آنهايند كه مثلًا كاخ دارند؛ ممكن است يك نفر خيلى هم كاخ داشته باشد اهل دنيا نباشد، يك طلبهاى يك كتاب داشته باشد و اهل دنيا باشد، علاقه داشته باشد، ميزان؛ علاقه است. ميزان دنيا، آن علايقى است كه انسان به اين اشيا دارد. «٢»