هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٠٦
زهد و تقواى ايشان به گونهاى بود كه با آماده بودن شرايط مرجعيت، مدت سى سال از مرجعيت دورى گزيده و تنها به تدريس پرداخت و هر گاه براى افتا [: گرفتن فتوا] به ايشان اصرار مىشد مىفرمود: علماى اسلام موجودند به آنهامراجعه كنيد.
با اينكه از نظر سنى حدود ده سال از امام بزرگتر بودند به ايشان خطاب مىكردند: السلام عليك يابن رسول اللّه.
به اهل بيت بويژه به ساحت مقدس ابا عبداللّه الحسين (ع) علاقه خاصى داشتند به مجرد شنيدن مصائب حضرت، اشك غم از ديدگانش جارى مىشد. «١» ميرزا حبيب اللّه رشتى ميرزاى رشتى، مجتهدى بود عامل و وارسته و متقى و متواضع و به علت زهد كم نظير و پرهيز از شهرتطلبى. هيچ گاه به دنبال عناوين و مقامات ظاهرى دنيا نمىرفت و حتى از پذيرفتن سهم امام (ع) خوددارى مىكرد.
ويژگىهاى آن مرحوم موجب شد كه بيشتر مردم، پس از آن كه شيخ حسن نجم آبادى تهرانى، مرجعيت را بعد از شيخ انصارى به دليل داشتن وسوسه در مقام استنباط نپذيرفت، اين گونه فكر كنند كه مرجعيت عام، به وى منتقل خواهد شد، ولى با اين وصف، چون ميرزاى شيرازى در آن عصر، اصلح و داراى سياست و مديريت خاص بود، عالمان بزرگ، او را براى مرجعيت برگزيدند و ميرزاى رشتى هم به اين جهت اعتراف داشت و لذا خود او مرجعيت ميرزاى شيرازى را مورد تأييد قرار داد. بسيارى از علما، از هر كارى كه اندك شائبه رياست غير الهى داشت، اجتناب مىكردند تا در شبهات و محرمات نيفتند.
شيخ عبدالكريم ايروانى استاد ميرزا حبيب اللّه رشتى علاوه بر تشخيص علمى، آن قدر اهل مراقبت بود كه از امامت مسجد هم دست شست و خودش بعدها علت را چنين شرح مىداد:
در آغاز تحصيل، مرا به امامت مسجدى فرا خواندند. چند روز رفتم و دريافتم كه شمار نمازگزاران روز به روز كمتر مىشود. از كم شدن آنان غمگين شدم، با خود انديشيدم كه در اين نماز، رضايت خداوند متعال حاصل نشده است و از آن پس، امامت را ترك كردم.
حسن ختام مقال را سخن امير سخن، حضرت على (ع) قرار مىدهيم كه: