هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٧
مشغولم و به ديگرى نمىپردازم. آن مرد گفت: آب كه زياد در يكجا بماند مىگندد با يزيد در پاسخ گفت: دريا باش تا هرگز نگندى! مرگ قوى و زنده ماندن ضعيف، چرا؟
دو پارسا از اهالى خراسان، با هم به سفر رفتند، يكى از آنها ضعيف بود و هر دو شب، يكبار غذا مىخورد، ديگرى قوى بود و روزى سه بار غذا مىخورد. از قضاى روزگار در كنار شهرى به اتهام اينكه جاسوس دشمن هستند، دستگير شدند، و هر دو را در خانهاى زندانى نمودند، و در آن زندان را با گل گرفتند و بستند. بعد از دو هفته معلوم شد كه جاسوس نيستند و بى گناهند. در را گشودند. ديدند قوى مرده، ولى ضعيف زنده مانده است. مردم در اين مورد تعجب نمودند كه چرا قوى مرده است؟! طبيب فرزانهاى به آنها گفت: اگر ضعيف مىمرد باعث تعجب بود، زيرا مرگ قوى از اين رو بود كه پرخور بود، و در اين چهارده روز، طاقت بىغذايى نياورد و مرد، ولى آن ضعيف كم خور بود، مطابق عادت خود صبر كرد و سلامت ماند.
كلمات طلايى آوردهاند كه انوشيروان جمعى از علما و دانشمندان را در مجلسى احضار كرده و از آنها خواست هر كس به قدر دانش خويش سخنى بگويد كه متضمن مصلحت پادشاه و رعيت باشد. چون نوبت به بوذر جمهر رسيد معروض داشت: آنچه مطلوب شاه است در دوازده كلمه است. شاه پرسيد آن كدام است حكيم گفت:
اول، پرهيز از هزار و يك نكته ٧١ چه چيز بهتر است ص : ٧١ شهوات و غضب و هواى نفس است.
دوم، صداقت و راستگويى در گفتار و وفاى به عهد و شرايط است.
سوم، مشورت با دانايان در پيش آمدها.
چهارم، اكرام و احترام اشراف و علما و اهل كتاب به قدر مقام و منزلت آنها است.
پنجم، تعهد قضات و تفحص عمال و جزا دادن نيكان و بدان بهواسطه احسان و اسائت اين دو گروه.
ششم، تفحص احوال زندانيان در هر چند گاه تا گناهكاران را به جزا رسانند و بىگناهان را رهايى بخشد.
هفتم، تعهد و رسيدگى به راهها و دريا و بازار جهت رفاه مردم.