هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١١٦
چنين چيزى بوده من آگاهى نداشتهام و نصيحت مىفرمودند كه شما هم بارتان را سبك كنيد و از تجمّلپرستى و خانه بزرگ و ... بپرهيزيد، كه همه چيز ظرف چند دقيقه نابود مىشود.» و روزى كه ايشان از دنيا رفتند، يك قبا داشتند كه مشكى بود و در ايام محرم و صفر مىپوشيدند و مجموع پولى كه در جيب ايشان بود، هشتصد تومان بود و هيچ اندوختهاى، زمينى يا ملكى نداشتند و هر آنچه به دستشان مىرسيد، در موارد فوق الذكر مصرف مىكردند.
خصوصيّت ديگر ايشان، پايبندى ايشان به اقامه جماعت در حرم مطهر حضرت معصومه (س) بود. از همان زمان قديم، نزديك به ٦٠ سال پيش ايشان مرتّب سه وعده مشرّف مىشدند به حرم مطهر و در آنجا اقامه جماعت مىفرمودند. صبحها نخستين زائر حضرت معصومه (س) ايشان بودند.
تا فرّاش حرم بيايد درب را باز كند و ايشان نخستين زائر حرم باشند. در زمستانهاى خيلى سرد، تا آن زمان مىگفتند برف زيادى مىباريد كه گاهى ارتفاع برف به ٨٠، ٩٠ سانتىمتر مىرسيد، ايشان قبل از اذان صبح، پارويى به دست مىگرفتند و از منزل تا حرم مطهر مسير را براى مردم باز مىكردند و هر گاه هم كسى مىگفت آقا شما اين كار را نكيند، مىفرمود: من مىخواهم ثواب كنم.
رفتار ايشان چه با اهل منزل و چه با ديگران بسيار صميمى بود و ايشان اجازه مىفرمودند كه هر كس مشكلى دارد بيايد مطرح كند و ارائه طريق مىفرمودند. سينه ايشان به قول خودشان صندوق اسرار مردم بود. ايشان در غم و شادى مردم شريك بودند و در مراسم مختلف وفيات و مجالس عقد و عروسى آنان شركت مىكردند و مىفرمودند: «من به اكثر منازل قمىها قدم گذاشتهام.» يكى ديگر از بارزترين خصوصيات اخلاقى ايشان علاقه و اظهار ارادت و توسل و تضرع شديد نسبت به ائمه معصومين (ع) بود. ايشان مىفرمودند از روزى كه خودم روى پاى خودم ايستادم، هر گاه لباس نوى مىدوختم، نخستين بار مىبردم در حرمهاى ائمه (ع) و با ماليدن به ضريح، آن را متبرك نموده، بعد از آن استفاده مىكردم.
آن زمان كه حالشان مساعد بود، به طور ناشناس شبهاى عاشورا كراراً در ميان جمعيتهاى عزادار مىرفتند و به سينه زنى مىپرداختند و مىفرمودند من با اين سينه زنى خودم را در طول سال بيمه مىكنم.