هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٩٨
داده بودند، يك روز «لا اله الا اللَّه» و يك روز «استغفراللَّه» و روز ديگر بر اين آيه مداومت مىكردند: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً». (طلاق: ٢) و يك روز صلوات و روزى حمد و «١» اخلاق كاشف الغطاء كاشف الغطاء داراى اخلاق الهى بود. وارسته، فروتن، سخاوتمند، غيور، متواضع، مجاهد و با مستمندان. از هر راهى كه مىتوانست براى فقرا پول جمع آورى مىكرد و بر آنان انفاق مىنمود. حتى نوشتهاند كه گاهى خود به پول جمع كردن مىپرداخت و در عباى خود پول جمعآورى و در همان مجلس بر فقراء و بيچارگان تقسيم مىنمود.
در دل شب، براى عبادت و رازو نياز بيدار مىشد و تا سپيده دم، در حال تضرع و گريه و زارى بود، و صبحگاهان براى درس و بحث، و براى مقابله با دشمنان دين و مذهب، همانند شير در اين ميدانهاى خطرناك وارد مىشد و همواره پيروز و سربلند بود. شب كه فرا مىرسيد، هنگام خوابيدن به محاسبه نفس خويش مىپرداخت و گاهى خطاب به خويشتن مىگفت:
«دركوچكى ترا «جعيفر» «جعفر كوچولو» مىگفتند، سپس «جعفر» شدى، و پس از آن «شيخجعفر»، و سپس «شيخ الاسلام»، پس تا كى خدا را معصيت مىكنى و اين نعمت را سپاس نمىگويى؟» هميشه مردم را به خواندن نماز جماعت سفارش مىكرد و بر اين امر اهميت فراوان قائل بود. غالبا در مسجدى كه مىرفت، نماز ظهر را با مردم مىخواند، سپس براى نماز عصر، يكى از مومنين را- كه عدالتش ثابت بود- به عنوان امام جماعت بر مىگزيد و خود نيز به او اقتداء مىكرد.
ميرزاى نورى (ره) در مستدرك مىنويسد: «سيد مرتضى نجفى» كه مرد عادل و با تقوى و فرد مورد اعتمادى است و در اوايل عمرش شيخ جعفر را درك كرده بود، به من گفت: «روزى شيخ جعفر براى نماز ظهر تاخير كرد و به مسجد نيامد. مردم كه از آمدن شيخ نا اميد شدند، شروع كردند نماز را فرادى خواندند. چيزى نگذشته بود كه شيخ وارد مسجد شد و با ناراحتى مردم را سرزنش كرد كه چرا نماز را فرادى مىخوانيد؟ مگر يك نفر عادل بين شما نيست كه به او اقتداء كنيد؟ سپس مومنى را ديد كه تا اندازهاى امكانات مالى نيز داشت، و نماز مىخواند. فورا به او