هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٩٧
است كه هرگاه مشكلى علمى در فقه و ادب عربى و تفسير و عرفان بيان مىشد، به خوبى و با حضور ذهن عجيبى پاسخ مىگفت و هر گونه ابهامى را مىسترد. محفل او با انس با قرآن كريم و روايات بود، بيانى شيرين و جذاب داشت و سخنش بر دل مىنشست، در عين پارسايى و نهايت پرهيز از شائبه گناه، گه گاه و به مناسبت، مزاح هم مىكرد. به غايت متواضع و بى تكلف بود.
علاقه ايشان به خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام باعث شده بود كه در طول سال، هر هفته جمعهها، و در وفيات ائمه اطهار عليهم السلام و به مناسبتهاى مختلف مثل اعياد، مجلس ذكر مصيبت اهل بيت عليهم السلام برپا مىكردند و همواره توصيه مىكردند كه اين روضه را ترك نكنيد. و اين علاقه به حدى بود كه حتى در سالى كه سيل منزل ايشان را خراب كرد، اولين جملهاى كه پس از آن حادثه فرموده بودند اين بود: برويد اطاقى اجاره كنيد و جلسه روضه را برگزار كنيد.
به حضرت ابوالفضل (ع) بسيار متوسل مىشدند و خود، نمونهاى از آثار توسل به آن حضرت را اين گونه نقل كردهاند: در زمانى كه در عراق بوديم، روزى به اتفاق آقاى حاج آقا محمد حائرى، از علماى گلپايگان در رواق مطهر حضرت ابوالفضل (ع) مباحثه مىكرديم، جوان فلجى را براى استشفا آوردند. آقاى حائرى گفتند: علوى بنشين تا من بروم ببينم اين عرب به حضرت ابوالفضل (ع) چه مىگويد.
طولى نكشيد، ديديم صحن شلوغ شد و جوان فلج با پاى خود خارج شد. آقاى حائرى آمد و گفت: علوى مىدانى عرب چه گفت؟ گفتم: بفرماييد.
گفتند: آمد مقابل ضريح و عرض كرد: يا ابو الفضل، يا او را بكش و يا او را شفا بده! و چنين شد كه ديدى.
به حضرت على اصغر (ع) بسيار متوسل مىشدند، و در كارهاى دنيا از ذيل عنايات حضرت جواد الائمه (ع) بهره مىجستند. در خلوت شبها از خداوند مىخواستند كه ايشان را از نوكران امام زمان (ع) محسوب بدارد.
[ ٤٤ ]) آن مرحوم هر روز را به ذكرى اختصاص