هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٨٥
٦ شعر و قصه همنشينى گياه با گل ديدم گل تازه چند دسته بر گنبدى از گياه رسته گف هزار و يك نكته ٩٠ در وصف حضرت زهرا(س)
ص : ٨٩ تم چه بود گياه ناچيز تا در صف گل نشيند او نيز بگريست گياه و گفت خاموش صحبت نكند كرم فراموش گر نيست جمال و رنگ و بويم آخر نه گياه باغ اويم من بنده حضرتكريمم پرورده نعمت قديمم گر بى هنرم و گر هنرمند لطف است اميدم از خداوند با آنكه بضاعتى ندارم سرمايه طاعتى ندارم او چاره كار بنده داند چون هيچ وسيلتش نماند رسم است كه مالكان تحرير آزاد كنند بنده پير اى بار خداى عالم آراى بر بندهپيرخود ببخشاى سعدى ره كعبه رضا گير اى مرد خدا در خدا گير بدبخت كسى كه سر بتابد زين در، كه درى دگر بيابد «١» دو شعر روى سنگ قبر پسر يكى از پيشوايان بزرگ وفات كرد. او را به خاك سپردند، سپس از او پرسيدند: بر صندوق گورش (در سنگ قبرش) چه بنويسيم؟