هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٧٠
آقا عقد آنها را جارى كردند و با بر خورد كريمانه مقام عظيم الشأن ولايت، اين دو جوان تغيير مسير دادند و آن دختر غير محجبه، به يك دختر محجبه و معنوى و آن پسر دانشجو به يك جوان مذهبى مبدل شدند. «١» همدردى با مردم مرحوم وحيد بهبهانى يكى از علماى بزرگ شيعه و استاد بحرالعلوم و ميرزاى قمى و كاشف الغطاء بوده و از كسانى است كه حوزه علميّه و درسى او در كربلا حوزه بسيار پر بركتى بوده است.
ايشان دو پسر داشت يكى به نام آقاى محمدعلى، صاحب كتاب مقامع و ديگرى به نام آقا محمد اسماعيل.
روزى مرحوم وحيد مشاهده كرد كه عروسش (زن آقا محمداسماعيل) جامهاى عالى و فاخر پوشيده است. فوراً به پسرش اعتراض كرد و گفت:
چرا براى زنت اين جور لباس مىخرى؟
پسرش خيلى جواب روشنى داد گفت: بنا به آيه شريفه قرآن كه مىفرمايد: «قُل من حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ»؛ (اعراف: ٣٢) مگر اينها حرام است؟ لباس فاخر و زيبا را چه كسى حرام كرده است؟» مرحوم وحيد گفت: پسركم نمىگويم كه اينها حرام است، البته حلال است، من روى حساب ديگر مىگويم من مرجع تقليد و پيشواى اين مردم هستم در ميان اين مردم غنى هست، فقير هست، متمكّن و غير متمكّن هست، افرادى كه بتوانند از اين لباسهاى فاخر و فاخرتر بپوشند در جامعه وجود دارند. ولى طبقات زيادى هم هستند كه آنها نمىتوانند اين جور لباسها را بپوشند، لباس كرباس مى پوشند، ما كه نمىتوانيم اين لباسى كه خودمان مىپوشيم براى مردم تهيّه كنيم و نمىتوانيم سطح زندگى آنان را با خودمان يكسان كنيم. ولى يك كار از ما ساخته است و آن همدردى كردن با آنهاست.
آنها چشمشان به ماست، يك مرد فقير وقتى كه زنش از او لباس فاخر مطالبه مىكند، يك مايه تسكين خاطر دارد، مىگويد گيرم ما مثل ثروتمندها نبوديم، اما مثل خانه آقاى وحيد زندگى مىكنيم، ببين زن يا عروس وحيد جورى لباس مىپوشد كه تو مىپوشى!