هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٩
حاضر به اعتراف به جهل خويش نمىباشند. لذا سخنانى مشابه حق گفته و در قالب استدلال به عوام الناس تزريق مىكنند ولى خودشان سرگردانند.
اما تعداد اين علف هرزهها زيادتر از اين مقدار است كه ذكر كرديم و اگر بخواهيم همه را مطرح كنيم سخن به درازا مىكشد.
آنچه بد است منشأ درد است نه خود درد مرحوم شهيد مطهرى گفته است: ما ميان درد و «منشأ درد» اشتباه مىكنيم، مثلا در يك بيمارى و يا جراحت، آنچه كه بد است وجود آن ميكرب است، وجود آن بيمارى است كه منشأ درد مىشود. ولى خود درد در عين اينكه انسان را ناراحت مىكند، موجب آگاهى و بيدارى براى انسان است حتى همين دردهاى جسمانى شما را آگاه مىكند از اينكه مثلا در سر ضايعهاى پيدا شده و شما را به فكر معالجه آن مىافكند. اگر درد در بدن نبود و انسان احساس درد نمىكرد هيچ گاه انسان را وادار به چارهجويى نمىكرد. پس درد نعمت است، احساس است، آگاهى است و بيدارى است. مولوى در اينجا چقدر شيرين گفته است:
حسرت و زارى كه در بيمارى است وقت بيمارى همه بيدارى است پس بدان اين اصل را اى اصل جو هر كه را درد است او بُرده است بو هر كه او بيدارتر پردردتر هر كه او آگاهتر رخ زردتر برخورد كريمانه يكى از دوستان مىگفت: يك روز كه مقام معظم رهبرى به كوههاى اطراف تهران رفته بودند با دختر و پسرى دانشجو، برخورد مىكنند كه به لحاظ ظاهرى وضع مناسبى نداشتند و تصور مىكردند كه آقا دستور دستگيرى آنها را خواهد داد، ولى بر خلاف تصور آن دو، مقام معظم رهبرى با آنها احوال پرسى كردند و از شغل و فاميل بودن آنها سؤال كردند، پسر وقتى با خلق زيباى آقا مواجه شد، واقعيت را گفت كه ما دوست هستيم.
آقا ابتدا درباره ورزش و مزاياى آن با آن دو صحبت كردند و بعد هم فرمودند: بد نيست صيغه محرميتى در ميان شما بر قرار شود و شما با هم ازدواج كنيد و به آنها پيشنهاد دادند كه اگر مايل بوديد در فلان تاريخ بياييد، من آمادگى دارم كه شخصاً عقد شما را بخوانم. آن دو خداحافظى كردند و طبق قرار همراه خانواده خود، محضر آقا رسيدند.