هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٨
هشتم، حسن تدبير در تأديب رعايا است بر جرايم و اقامه حدود بر مئاثم.
نهم، فراهم آوردن سلاح و جمع كردن وسائل جنگى.
دهم، اكرام اولاد و اهل و اقارب و اصلاح آن جماعت است.
يازدهم، تعيين جواسيس است تا حوادث ملك را به پادشاه رسانند.
دوازدهم، تفقد وزراء و ندماء و خيل و حشم است.
انوشيروان امر كرد اين كلام را با طلا نويسند و گفت: در اين كلام جميع انواع تدبير و سياسات مملكت دارى است.
علفهاى هرز مدينههاى فاضله مرحوم خواجه نصيرالدين طوسى فرموده است: آنچه [از علفهاى هرز و خار كه] از ميان مدينههاى فاضله مىرويد، مانند تلخهاى كه در كنار بوتههاى گندم و يا خار در كشتزازها مىرويد پنج دستهاند:
١. مُرائيان (رياكاران)، يعنى جمعيتى كه رفتار دانشمندان از آنها صادر مىشود، ولى هدف آنها غير از سعادت بلكه از قبيل لذات يا رياست است.
٢. مُحَرِّفان (تحريفگران)، يعنى جمعيتى كه به اهداف جوامع راغب هستند ولى چون قوانين حاكم بر مدينه فاضله مانع از رسيدن به چنين اهدافى است مىكوشند كه آن قوانين را بر طبق ميل خود تفسير كنند تا به مطلوب خويش برسند.
٣. باغيان (شورشيان)؛ يعنى جمعيتى كه به حكومت دانشمندان تن در نداده و خواهان حكومت تغلبى و زورمدارى هستند. پس با يك دستاويز كوچك، مثلا به دليل اينكه برخى از كارهاى رهبر جامعه با طبع سازگار نيست، موجب شورش و نافرمانى مردم از رهبر مىگردند.
٤. مارقان (منحرفان از حق)، يعنى جمعيتى كه قصد تحريف قوانين را ندارند، ولى بر اثر كجانديشى نمىتوانند اهداف دانشمندان را درك كرده و لذا آنها را بر معانى ديگرى حمل نموده و از حق منحرف مىشوند و چه بسا كه اين انحراف همراه با راهنمايى است و قصد عناد هم در كار نباشد كه در اين صورت بايستى به ارشاد شدن آنها اميدوار بود.
٥. مغالطان (مغلطهگران)، يعنى جمعيتى كه به دليل عدم آگاهى كامل بر حقايق و واقعيات قادر به تصور حقيقت به نحو تام و تمام نيستند و از طرفى در پى كسب رياست نيز مىباشند و