هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٦
مراحل فريب شيطان شيطان ابتدا «مُسوِّل» است و سپس امّاره به سوء. اول به عنوان دستيار، كمك مىكند و پيشنهاد مىدهد؛ يعنى زشت را زيبا و زيبا را زشت جلوه مىدهد و وقتى انسان را اسير كرد، فرمان مىدهد و آنگاه انسان، دانسته و از روى عمد گناه مىكند؛ يعنى مىداند اين كار بد است، اما چون به دام شيطان افتاده و مبتلا شده آن را انجام مىدهد. بنابراين، در مقابل شيطان بايد با تمام نيرو صف آرايىكرد و در اين مصاف، خدا، وحى، فرشتگان و عقل، معين و ناصر انسان هستند و در اين صورت يعنى با اعانت و نصرت خدا و اولياى او، اگر انسان ببازد، جاى تعجب است.
كمينگاه شيطان خداوند براى اين كه انسان را درست بپروراند و او را به «آفرينش و هستى جامع» برساند و شامل همه «حضرات» كند، گذشته از «تعبد» او را به «تعقل» و «شهود» رهبرى مىكند، اين سه راه را فراسوى انسان نصب كرده است و شيطان راهزن در همه اين مقاطع سه گانه در كمين انسان است:
نخست در بخش عبادات و «حوزه تعبد» در كمين است تا انسان را از تعبد خارج سازد و انسان اعمالش را بر اساس وحى انجام ندهد، بلكه به ميل خود عمل كند.
دومين مقطع راهزنى شيطان، «حوزه تعقل» است. او كارى مىكند تا انسان در هنگام اقامه برهان و دليل به دام مغالطه بيفتد. اين كه انسان برهان نما را به جاى دليل و برهان واقعى مىنشاند، بر اثر رهزنى شيطان است كه در محدوده انديشه متفكر راه پيدا مىكند تا او را از تعقل ناب محروم سازد.
مقطع سوم و نهايى، رهزنى در «مقام شهود» است تا انسان واقعه را آن طور كه هست نبيند يا چنين راهى را انكار كند يا بر اثر سختى آن بعد از قبول از اصل راه، آن را طى نكند.
اين سه مقطع، گرچه ترتيب آن به صورت «تعبد» و «تعقل» و «شهود» ذكر گرديد، ولى واقعيت آن است كه نخست شهود و آنگاه انديشه و بعد عمل قرار دارد؛ زيرا انسان با سرمايه شهود، خلق شده و خداى سبحان، قلب انسان را بينا و بيدار آفريده است. «١» دريا باش مردى به بايزيد بسطامى گفت: چرا سفر نمىكنى؟ جواب داد: چون دوستم مقيم است به وى