هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٦٤
را بر عهده مىگيرد و اين همان مقام «ولايت» است كه خدا ولى و مسئول تدبير و اداره انسان باشد: «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا».
چنين انسانى در مسير بد نمىانديشد و در راه بد، قدم بر نمىدارد. اين راه، مخصوص انبيا و ائمه (ع) نيست، آنها راهيان موفق اين راهند؛ اما براى شاگردان انبيا و اوليا هم باز است.
اثر ولايت خدا كه متولى كار انسان است، اين است كه انسان را از تيرگيها خارج و به سوى نور مىبرد: «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» چنين انسانى در مسائل علمى، گرفتار تيرگى جهل و در مسائل عملى، گرفتار ظلمت ظلم و ضلالت نمىشود، ولى اگر كسى خدا را نبيند و خود را ببيند، به ناچار، جهان را هم مىبيند و براى آن اصالتى قايل است و معبود او همان زرق و برقى است كه برايش فريبا و زيباست. در نتيجه چنين انسانى به ناچار خود را گم مىكند كه از آن به «ضلالت» ياد مىشود. ضال يعنى گم شده، ابزار دست شيطان است. اهل معرفت و عالمان اخلاق كوشيدهاند تا در چهره مثلهايى بازگو كنند كه گم شده، تحت ولايت شيطان است. نمونه هايى از مثلهاى مزبور بدين شرح است:
يك. مرحوم شيخ بهائى مىگويد:
مردى كه نشانه سجده، همچون دينارى مدور بر پيشانى او نقش بسته بود بر در بارگاه سلطانى به انتظار «صله» نشسته بود؛ زاهد صاحبدلى به اين داغدار گفت: تو كه آن سكه را بر پيشانى دارى، چرا در آستانه سلطانى؟ زاهد ديگرى گفت: اين سكه (داغى كه بر پيشانى داشت) قلب او مغشوش است و خريدار ندارد.
از سوى ديگر، امام سجاد و ساير امامان (ع) به اين فضيلت، موصوف بودند كه پيشانى آنان نشانه سجده داشت و اصولًا يكى از نقصهاى مردم با ايمان اين است كه پيشانى آنان صاف باشد.
در گذشته، مؤمنان يا صحابه به يكديگر مىگفتند: «مالى اراك جلحاء»: چرا پيشانيت صاف است؟ كنايه از اين كه چرا تنها به نماز واجب اكتفا مىكنى و نمازهاى نافله نمىخوانى! امام اميرالمؤمنين (ع) نيز مىفرمايد: مكروه مىدارم كه پيشانى آدمى صاف باشد و هيچ گونه اثر سجده بر آن نباشد.
اين سكه، سكه مقبول است؛ چون در بازار الهى خريدار دارد، اما آن سكه، مغشوش است و مانند اسكناس جعلى خريدار ندارد.