هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٥٥
را با او قرار بده، اتفاقاً پس از محاكمه حق هم با او بود و آشكارا مشاهده كردم كه حق با برادر تو است. ولى آن چه تو ديدى از رنج و عذاب آن كرم به واسطه همان ميل بود كه داشتم به حقانيت برادرت در منازعه، اگر چه واقع هم همان طور بود! شيعه واقعى محمد بن ابى عمير از پرورش يافتگان مكتب اهل بيت عليهم السلام و از روات مورد وثوق و اعتماد است. او مدتى به شغل بزازى اشتغال داشت و داراى تمكن مالى بود، ولى بر اثر پيشآمدهايى اموالش از دست رفت و به فقر و بى چيزى مبتلا گرديد. از مردى ده هزار درهم طلب داشت. مديون براى آن كه بدهى خود را بپردازد خانه مسكونى خويش را فروخت و با پول آن روانه خانه ابن ابى عمير شد. در را كوبيد، ابن ابى عمير از منزل بيرون آمد. مديون، پولها را تسليم وى نمود و گفت اين مبلغى است كه از شما به ذمه من است. پرسيد اين پول را چگونه به دست آوردى؟ آيا از كسى ارث بردهاى؟ گفت نه، آيا شخصى به تو بخشيده است؟
جواب داد نه، آيا متاعى داشتى كه فروختهاى؟ باز هم پاسخ نفى داد و گفت: خانه مسكونىام را براى اداء دين خود فروختهام و پولش را براى شما آوردهام. ابن ابى عمير گفت: ذريح محاربى از امام صادق (ع) حديث كرده كه فرموده است: مرد مديون به جهت اداء دين، از منزل مسكونيش رانده نمىشود. سپس گفت به خدا قسم با آن كه هم اكنون آن قدر در مضيقه مالى هستم كه حتى به يك درهم احتياج دارم، اما اين پول را نمىگيرم.
عيب جويى شخصى نزد عمر بن عبد العزيز آمد و در خلال سخنان از مردى نام برد، او را به بدى ياد كرد و عيبى از وى به زبان آورد. عمر بن عبد العزيز گفت اگر مايلى پيرامون سخنت بررسى و تحقيق مىكنم. در صورتى كه گفته ات دروغ در آمد، فاسق و گناه كارى و خبرى كه دادهاى مشمول اين آيه است. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا» (حجرات: ٦) در صورتى كه راست گفته باشى، عيبجو و سخنچينى و مشمول اين آيه هستى: «هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَمِيمٍ» (قلم: ١١). اگر ميل دارى تو را مىبخشم و مورد عفوت قرار مىدهم. مرد كه از گفته خود سخت پشيمان و منفعل بود با سرافكندگى و ذلت درخواست عفو نمود و متعهد شد كه ديگر از كسى عيبجويى نكند و اين عمل ناپسند را تكرار ننمايد.