هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٥٣
افرادى آمدند به كربلا و او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت رساندند و حرم اميرالمؤمنين (ع) را به اسارت گرفتند. حرف در اين زمينه زياد است. من در پاسخ به اين سؤال يك آيه از قرآن را مطرح مىكنم. قرآن جواب ما را داده است. قرآن درد و بيمارى را به مسلمين معرفى مىكند. آن آيه اين است كه مىفرمايد: «فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً». (مريم: ٥٩)
دو عامل، عامل اصلى اين گمراهى و انحراف عمومى است: يكى دور شدن از ذكر خدا كه مظهر آن صلاة و نماز است، يعنى فراموش كردن خدا و معنويت و جدا كردن حساب معنويت از زندگى و فراموش كردن توجه و ذكر و دعا و توسل و توفيق از خداى متعال و توكل بر خدا و كنار گذاشتن محاسبات خدايى از زندگى، و عامل دوم «اتبعوا الشهوات» است؛ يعنى دنبال شهوت رانىها و هوسها و در يك جمله «دنياطلبى» رفتن و به فكر جمعآورى ثروت و مال بودن و التذاذ و به دام شهوات دنيا افتادن و اصل دانستن اينها و فراموش كردن آرمانها. اين درد اساسى و بزرگ است و ما هم ممكن است به اين درد دچار بشويم.
سوم. [حفظ آرمانها، ارزشها و معيارهاى الهى] اگر در جامعه اسلامى ما آن حالت آرمان خواهى از بين برود يا ضعيف بشود و هر كسى به فكر اين باشد كه كلاه خودمان را از معركه به در ببريم تا در دنيايمان از ديگران عقب نيفتيم، ديگرى جمع كرده است و ما هم برويم جمع كنيم و خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجيح بدهيم، معلوم است كه وضع به اين جا خواهد رسيد! نظام اسلامى با ايمانها، با همتهاى بلند، با مطرح شدن و اهميت دادن و زنده نگهداشتن شعارها به وجود مىآيد و حفظ مىشود و پيش مىرود. معلوم است كمرنگ شدن شعارها، بىاعتنايى به اصول اسلام و انقلاب و همه چيز را با محاسبات مادى فهميدن و مطرح كردن، جامعه را به آن جا پيش خواهد برد كه به چنان وضعى برسد. به همين دليل آنها به آن وضع دچار شدند.
يك روز براى مسلمين پيشرفت اسلام و رضاى خدا و تعليم دين و معارف اسلامى و آشنايى با قرآن و معارف آن مطرح بود، دستگاه حكومت و اداره كشور، دستگاه زهد و تقوا و بى اعتنايى به زخارف دنيا و شهوات شخصى بود، نتيجه آن هم حركت عظيمى بود كه مردم به