هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٣٧
پس اى برادر عزيز ملتفت باش و از خوردن وجوهات و بيتالمال مسلمين بيش از حق خود بپرهيز! ديدار سلطان الواعظين شيرازى و محدث قمى مرحوم سلطانالواعظين شيرازى مؤلف «شبهاى پيشاور» نقل مىكند كه در ايامى كه مفاتيح الجنان تازه چاپ شده بود، روزى در سرداب سامرا آن را در دست داشتم و مىخواندم. ديدم شيخى با قباى كرباس و عمامه كوچك نشسته و مشغول ذكر است. شيخ از من پرسيد: اين كتاب از كيست؟
پاسخ دادم: از محدث قمى آقاى حاج شيخ عباس است و شروع كردم به تعريف كردن از او.
شيخ گفت: «اينقدر هم تعريف ندارد، بيخود تعريف مىكنى!» من با ناراحتى گفتم: آقا برخيز و از اينجا برو و ديگر از اين حرفها بر زبان نياور! كسى كه در كنار من نشسته بود دست زد به پهلويم و گفت: مؤدب باش، ايشان خود محدث قمى هستند! برخاستم با آن شيخ روبوسى كردم عذر خواستم و خم شدم كه دستش را ببوسم، ولى نگذاشت و خم شد، دست مرا بوسيد و فرمود: شما سيد هستيد.
با شنيدن اين آيه، مقدس به لرزه افتاد ايامى كه مرحوم شيخ بهاءالدين محمد در نجف اشرف بود، روزى به محفل درس مرحوم مقدس اردبيلى رفت. وى را ديد كه از شكسته نفسى، خود را در ميان شاگردان پنهان كرده، به گونهاى كه كسى فرق نمىگذارد كه استاد و شاگرد كدامند و صدر محفل (جايگاه استاد) خالى است، شيخ با اصرار زياد مرحوم اردبيلى را آورد، صدر مجلس نشانيد. در آن هنگام صدائى شنيده شد كه به آواز بلند مىخواند:
[ ٨٣ ])
يعنى ما اين دار آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين اراده برترىجويى و فساد ندارند و عاقبت براى پرهيزكاران است.
هرچه گشتند صاحب صدا را نيافتند. اين آيه لرزه بر اندام مقدس انداخت و رنگ رويش تغيير يافت و گريه كنان برخاست.