هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٢٢٠
حضرت فرمود: تو را با حقيقت چه كار است؟
كميل گفت: مگر من رازدار تو نيستم؟
حضرت فرمود: آرى، ولى آن چه كه از من مىجوشد و فيضان مىكند، تنها اندكى از آن به تو مىرسد.
كميل گفت: آيا چون تويى سايل را نااميد مىكند؟
فرمود: حقيقت عبارت از كشف انوار جلال است، بدون اشاره.
كميل گفت: مرا توضيح بيشترى فرما! فرمود: محو موهوم و آشكار شدن صحو معلوم است.
كميل گفت: توضيح بيشترى مىخواهم.
فرمود: عبارت از هتكو كنار رفتن ستر و حايل است، به سبب غلبه سرّ.
گفت: بازهم توضيح بفرما! امير مؤمنان فرمود: جذاب احديت با صفت توحيد است.
كميل بار ديگر گفت: توضيح و بيانى فزونتر عنايت كن.! فرمود: نورى است كه از صبح ازل طلوع مىكند و در هياكل آثارش تجلى مىيابد.
كميل بار ديگر توضيحى بيشتر خواست، ولى حضرت على (ع) فرمود: چراغ را خاموش كن كه چيزى به صبح نمانده است. «١» عرفان چيست؟
عرفان در لغت به معنى شناخت و آگاهى و در اصطلاح «نام يكى از علوم الهى است كه موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست.» با اين تعريف موضوع و محور اصلى عرفان، انسان و خود سازى و خويشتنشناسى اوست، زيرا تا انسان خود را نشناسد، به هدف نهايى كه شناخت حق است هرگز نخواهد رسيد و به همين منظور علما و عرفا بر اساس «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خويشتنشناسى را مقدمه خداشناسى دانسته و بر رابطه دوگانه بين «انسان» و «خدا» تأكيد ورزيدهاند.