هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٢٠٤
آن دو غالب شد، همان بر وى چيره خواهد شد؛ و دلى كه گشوده است؛ در آن چراغهايى مىدرخشند و تا روز رستاخيز خاموش نمىشوند و آن دل مؤمن است. «١» دنيا، خانه عبرت اميرمؤمنان وپيشواى زاهدان، مشاهده كردند كه شخصى از افراد به ظاهر زاهد و باتقوا، به سرزنش دنيا پرداخته است. از كردار آن فرد و از گفتههاى او، آزرده خاطر شدند و اين گونه او را مورد عتاب قرار دادند تا تصورات و اوهام او را آشكار سازند:
اى نكوهنده دنيا كه خود فريفته آن شده و به نيرنگهاى آن بازى خورده اما به سرزنش آن پرداختهاى! آيا فريبش را مىخورى و آن گاه مذمتش مىنمايى؟ تو بر دنيا ادعاى گناه دارى يا دنيا بايد بر تو ادعا كند كه خود گنه كارى؟ دنيا چه وقت سرگشتهات ساخت و چه سان تو را به دام فريبش انداخت؟ حال آن كه به گورهاى پدرانت و به استخوانهاى پوسيده ايشان و نيز به خوابگاه مادرانت در زير خاك، به تو عبرت آموخت. بى هيچ ترديد، دنياخانه راستى است براى كسى كه آن را راستگو بداند. خانه عافيت است براى كسى كه در احوال آن تدبير نمايد.
خانه توانگرى است براى آن كه توشه آخرت خود را از آن برگيرد. مسجد محبان خداست و نمازگاه فرشتگان او. فرودگاه وحى خداست و تجارتخانه دوستان اوست كه در آن، رحمت خدا را به دست آورند و بهشت را سود برند. چه كسى دنيا راسرزنش كند؛ در حالى كه بانگ برداشته است كه جداشدنى است؛ و فرياد كرده است كه ناماندنى است! پس مردمى در بامداد پشيمانى، بدگوى او بودند و گروهى ديگر نيز به روز رستاخير او را ستودند؛ زيرا آنچه را كه دنيا به يادشان آورد، از آن متذكر و هوشيار شدند. دنيا با آنان سخن گفت و ايشان نيز گفته او را راست شمردند. دنيا پندشان داد و آنان نيز از پندهاى آن سود بردند. «٢» انواع مردم در دنيا على (ع) مىفرمود: دنيا خانهاى است به سان گذرگاهى به سوى خانه استقرار. مردم در اين خانه بر دو دستهاند: يكى آن كه خود را فروخت و خويش را به تباهى انداخت؛ ديگرى كه خود را خريد و آزاد ساخت.