هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ٢٠١
عزت و درجات والاى افتخار بودند و يا رعاياى آنها بودند سرانجام در درون برزخ و حفرههاى قبر جاى گرفتند و زمين بر آنان مسلط شد و از گوشت و بدن آنها خورد و از خونشان آشاميد.
آنها در حفرههاى گورستان به صورت جمادى بى رشد و نموو ناپيدا كه هرگز اميد يافت شدنشان نيست قرار گرفتند. ديگر وقوع حوادث هراسانگيز دنيوى آنها را به وحشت نمىاندازند و دگرگونيهاى دنيا آنها را محزون نمىسازد و به زلزلهها و اضطرابات اعتنايى ندارند و به سر و صداهاى شديد گوش فرا نمىدهند. غايبانى هستند كه انتظار آمدنشان نيست و حاضرانى هستند كه حضور نمىيابند. در دنيا جمع بودند ولى به سبب مرگشان پراكنده شدند و ...» در اين فراز، حضرت شرح حالِ جسمانى و مادّى مردگان را در عالم قبر و برزخ مجسم كرده است. به لحاظ بُعد جسمانى هرگاه شخصى مىميرد، به فاصله چندساعت، اجزاى بدن او فاسد و متعفن مىگردد. لذا بايد هر چه زودتر به خاك سپرده شود و روى قبر هم محكم بسته شود كه نه حيوان وحشى متعرض آن شود و نه تعفن آن خارج گردد تا بدين سبب خاك هم اجزاى متلاشى شده را در خود جذب كند.
با تأمل در فرازهاى بعدى اين خطبه در مىيابيم كه اموات همسايگانى هستند كه قبورشان در كنار هم واقع شده و قرب مكانى با هم دارند ولى چون انس و علاقه مربوط به روح است و منشأ محبت هم روح مىباشد، با هم مأنوس نيستند و ارتباطات دنيوى آنها با مرگ از بين مىرود و هيچ احساس و عكسالعملى نسبت به يكديگر ندارند.
اما بعد روحانى انسان با مرگ از بين نمىرود و زندگى برزخى او در عالم مثال و برزخ از حين مرگ تا قيامت كه دوباره روح به بدن ملحق مىشود ادامه دارد تا اينكه در بهشت يا دوزخ جاودان شود. «١» مكان برزخ به راستى برزخى كه امام صادق (ع) شيعيان را از آن ترساندهاند چيست و در كجا قرار دارد؟
برزخ عالم و نشئهاى است بين دو عالم: عالم مادى (دنيا) و عالم فوق مادى (آخرت)؛ لذا عالم مرگ را برزخ مىگويند چون ميان زندگى دنيا و آخرت واسطه است. پس روح انسان از