هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٨٣
مىنگرم، و مىبينم كه حساب و حشر خلايق برپاست. اهل بهشت در بهشتند و به تعارف و معارفه مشغولاند و بر بالش و تخت خود، تكيه دادهاند. و گويى اهل دوزخ را مىبينم كه در حال شكنجه و عذابند و كمك مىطلبند و زفير آتش را مىشنوم و در گوش خود، حس مىنمايم.
(چون سخن جوان به اين جا رسيد) پيامبر (ص) روى به اصحابش نمود و فرمود: اين بندهاى است كه خداوند دلش را به ايمان نورانى فرموده است. سپس رو به آن جوان كرد و بدو فرمود: خود را بر همين حال حفظ كن! جوان عرض كرد: اى رسول خدا! من استدعا دارم كه از خداوند طلب نماييد، تا در ركاب شما به شهادت رسم.
پس رسول خدا (ص) خواسته او را اجابت نمود و از خداوند، شهادت او را طلبيد. بدين ترتيب، آن جوان مدتى بعد در يكى از غزوات رسول خدا (ص) پس از نه نفر شهيد به شهادت رسيد، و دهمين شهيد بود. «١» ديدن خداوند هنگام عبادت كلينى در كافى به اسنادش از امام صادق (ع) نقل مىكند: حبرى (عالم يهودى) خدمت امير مومنان رسيد و پرسيد: اى امير مومنان! آيا هنگام عبادت، پرودگارت را ديدى؟
حضرت فرمود: واى بر تو! چشمان با مشاهده ديدگان او را نمىبينند؛ ولى قلبها با حقايق ايمان او را مىبينند. «٢» خوشا به حال آنان ثقة الاسلام كلينى در كتاب دعاى اصول كافى از امام صادق (ع) نقل مىنمايد كه جبرئيل به رسول خدا (ص) گفت: خوشا به حال كسى از امت تو كه بگويد: «لا اله الا اللَّه و حده وحده وحده» شيخ صدوق نيز اين روايت را در باب ثواب موحدان و عارفان، در كتاب توحيد از امام باقر (ع) نقل كرده است. «٣»