هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٦٧
پيامبر اعظم (ص): خداوند عزوجل نفرت دارد از مردى كه در خانهاش بر او حمله كنند و او نجنگد. «١» امام سجاد (ع): به خدا سوگند كه حاضرم به جبران دو خصلت شيعيانمان مقدارى از گوشت بازوى خود را فديه دهم: شتابزدگى و راز نگهدار نبودن. «٢» امام عسكرى (ع): مجادله مكن كه احترامت از بين مىرود و شوخى مكن كه بر تو گستاخ مىشوند. «٣» حضرت على (ع): گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان و اگر نادرست باشد درد جان است. «٤» امام صادق (ع):
در جنگ ذات الرقاع پيامبر خدا (ص) زير درختى كنار درهاى پياده شد. در اين هنگام سيلى آمد و ميان آن حضرت و يارانش جدايى انداخت. مردى از مشركان پيامبر (ص) را در آن حال ديد و مسلمانان نيز در آن طرف دره ايستاده منتظر بودند تا جريان سيل قطع شود. آن مرد مشرك به همراهان خود گفت: من محمد را مىكشم و آنگاه نزد پيامبر آمد و به روى پيامبر خدا (ص) شمشير كشيد و گفت: اى محمد! اينك چه كسى تو را از چنگ من مىرهاند؟
حضرت در حالى كه با لباسِ كمى، روى شنها دراز كشيده بود، فرمود: پروردگار من و تو! در اين هنگام جبرئيل آن مرد را از اسبش پرت كرد و او به پشت افتاد. پيامبر خدا (ص) برخاست و شمشير كشيد و روى سينهاش نشست و فرمود: اى غورث! چه كسى تو را از چنگ من مىرهاند؟ عرض كرد: بخشندگى و كرم تو اى محمد! حضرت از آن مرد دست كشيد و او برخاست در حالى كه مىگفت: به خدا قسم كه تو از من بهتر و گرامىترى. «٥» پاسدارى مدام و بيدارى هميشگى از امور بسيار ضرورى در جنگ خندق بود.
نيروهاى مسلمان به طور مستمر اين وظيفه مهم و حياتى را انجام مىدادند و همواره در حال