هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٥٢
گاهى انسان، در حقيقت، سوداگر است ولى خود را زاهد مىپندارد و اين روا نيست؛ يعنى چون طمع نعمتهاى بهشت دارد، در دنيا زاهد است مانند مهمانى كه كم بخورد تا در سفره مهمانى بتواند پرخورى كند كه اين، زهد نيست بلكه فرومايگى روح و يك سوداگرى مذموم است؛ يعنى، گاهى كسى دنيا را براى دنيا يا ستايش مردم، ترك و خود را به اين اوهام سرگرم مىكند و او در اين صورت، سوداگر و به تعبير محقق طوسى فرومايه است. ولى گاهى انسان از مسائل دنيا مىگذرد و زاهدانه زندگى مىكند تا در آخرت به آتش جهنم نسوزد يا به بهشت برود (نه براى خوردن). در اين صورت نيز گرچه اميد بهشت خوب است ولى درجه عاليه كمال انسانى نيست.
زهد راستين آن است كه انسان نسبت به غير خدا زاهد بعنى بى رغبت و نسبت به خدا راغب باشد و «ما سوى الله» را براى «اللَّه» ترك كند؛ آن خدايى كه همه چيز است و در اعماق هستى انسان، حضور و ظهور و بر آن، احاطه دارد و همه هستى انسان را لذيذ و كامياب مىكند؛ لذتى كه قابل وصف نيست.
درباره امام سجاد (ع) نقل شده است كه در دل شب مىفرمود:
ايْنَ الزَّاهِدُونَ فِى الدُّنيا ايْنَ الرَّاغِبُونَ فِى الْاخِرَةِ.
يا فرشتگانى كه زاهدان را ندا مىدهند، ناظر به همين قسم از زهد است. البته در اوايل امر، سخن از «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ ابْقى» است، ولى در مراحل نهايى «واللَّه خيرٌ وَ ابقى» مطرح است.
مثل زمين نرم و زمين شوره زار وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَشْكُرُونَ. (اعراف: ٥٨)
و سرزمين پاكيزه (و شيرين) گياهش به فرمان پروردگار مىرويد؛ اما سرزمين بد طينت (و شوره زار) جز گياه ناچيز و بى ارزش از آن نمىرويد؛ اين گونه، آيات (خود) را براى آنها كه شكر گزارند بيان مىكنيم.
راه تطهير دل قرآن، همان گونه كه هدف وحى را نزاهت روح آدمى مىداند، راه تهذيب روح را هم ارائه كرده، مىفرمايد: