هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٢٩
درس بخوان براى عقد دخترم خدمت مقام معظم رهبرى رسيديم. قبل از عقد، مقام معظم رهبرى زوجين را به لطافت وزيبايى نصيحت كردند. بعد از خواندن عقد، پدر داماد به آقا عرض كرد: اجازه مىدهيد داماد مدحى درباره امام عصر (عجل اللّه) بخواند؟ آقا استقبال كردند. داماد چند دقيقهاى درباره امام زمان (عجل اللّه) مداحى كرد و آقا او را تحسين فرمودند. آقاى لاريجانى (رياست محترم صدا و سيما) كه در آنجا حضور داشت، رو به داماد كرد و به شوخى گفت: با صداى خوبى كه دارى، بايد شما را دعوت كنيم تا در صدا و سيما بخوانى! در اين لحظه مقام معظم رهبرى با قيافهاى جدى به آقاى لاريجانى فرمودند: طلبههاى ما را از دست ما نگير.
سپس رو به داماد كردند و فرمودند: عزيزم خوب درس بخوان. مبادا اين حرفها مسيرت را عوض كند و به جاى درس دنبال اين كارها بروى. اين نكته براى من خيلى جالب بود كه گاهى يك شوخى ممكن است مسير شخصى را عوض كند «١» علت تأخير قرار بود مقام معظم رهبرى در ساعت مشخص به منزل يكى از علما تشريف بياورند. پانزده دقيقه از وقت مقرر گذشت و آقا بعد از يك ربع تأخير تشريف آوردند. آن شخص با كنايه به آقا گفتند: شما چند دقيقهاى تأخير داشتيد. آقا فرمودند: بله ما به ديدن خانواده شهدا كه مىرويم، معمولًا اگر در يك كوچه چند خانواده شهيد باشد، به همه آنها سر مىزنم، در كوچهاى كه ما رفته بوديم، از قبل گفته بودند دو خانواده شهيد حضور دارند، بعد معلوم شد خانواده شهيد ديگرى نيز حضور دارند، تأخير ما به اين علت بود. اين آقا باز درك نكرد و گفت: اين كارها براى جذب قلوب بد نيست، يعنى شما اين كار را براى جذب قلوب مىكنيد. مقام معظم رهبرى با يك حالت جدى فرمودند: شما اسمش را هر چه مىخواهيد بگذاريد، ولى آقاى فلانى بدانيد اگر اين خانواده شهدا نبودند، اگر اين خونهاى پاك نبود، اين عمامه بر سر بنده و جنابعالى نبود. «٢»