هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٢٨
جايز نيست كه بر سر اين سفره بنشينند. ايشان به منزل بروند و از غذاى خانه ميل كنند. من در آن لحظه فهميدم كه خداوند چرا اين همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.
لباس سربازى روزى در خدمت مقام معظم رهبرى بودم كه فرمودند: من در زمان جنگ هميشه با لباس نظامى در جبههها حاضر مىشدم. اما ترديد داشتم كه آيا مصلحت همين است كه من لباس نظامى را بپوشم يا با همان لباس روحانى در جبههها حضور پيدا كنم؟! يك روز پنجشنبه كه از جبهه به منظور شركت در نماز جمعه به تهران آمدم براى دادن گزارش مستقيماً از فرودگاه به جماران رفتم امام (ره) در پشت پنجره ايستاده بودند. من مشغول باز كردن بند پوتينها شدم و اين كار مدتى طول كشيد. حضرت امام (ره) همچنان ايستاده بودند و با لبخندى، به دقت مرا نگاه مىكردند.
چون وارد اتاق شدم و دست امام را بوسيدم، ايشان دستى به شانه من زدند و فرمودند: زمانى پوشيدن لباس سربازى در عرف ما خلاف مروّت بود، ولى الان مىبينم برازنده ماست! با اين كلام دلرباى امام، ترديد از دلم بيرون رفت و هميشه از پوشيدن لباس نظامى لذت مىبردم! «١» شعار و عقيده خانم بىنظير بوتو كه خدمت مقام عظيم الشأن ولايت آمده بود، ما نسبت به حجاب ايشان ايراد گرفتيم و حتى چادرى برايشان پيدا كرديم و ايشان چادر به سر خدمت آقا رسيد. آقا از همان اول در مقام نصيحت برآمدند و فرمودند: دخترم، تو فرزند اسلام هستى، تو فرزند اميرالمؤمنينى، تو فرزند اهل بيتى، تو فرزند قرآنى، تو مسلمانى، تو شيعه هستى. همين طور آقا ادامه دادند و كارى كردند كه خانم بىنظير بوتو شروع به گريه و زارى كرد و در حالى كه گريه مىكرد، مىگفت: يك خواهش دارم و آن اين كه روز قيامت مرا شفاعت كنيد.
آقا بلافاصله فرمودند: شفاعت مخصوص محمد و آل محمد (ص) است. بهترين شفاعت در اين دنيا اين است كه شما مشى و مرامتان را با اهل بيت هماهنگ كنيد. از زىّ (شعار و عقيده) خودتان كه مسلمانيد، دست برنداريد و از لباس دين خارج نشويد.