هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٢٥
اعتراض مىگشودند و مىفرمودند: «چرا قبل از فراهم ساختن مقدمات ملاقات، مرا به محل ملاقات فرا مىخوانيد؟» و يا اگر در ملاقاتهاى خويشان، افراد در زمان معيّن برنمىخاستند و وقت بيشترى را پر مىكردند، با اعتراض ايشان مبنى بر اينكه، «بايد مطابق ظرفيت زمانى افراد وقت صرف كنيد نه بيشتر و نه كمتر»، روبرو مىشدند.
اغتنام فرصتها امام در بسيارى از اوقات در آن واحد و همزمان به كارهاى متعدد اشتغال داشتند. در يكى از روزهاى اوايل فروردين ٦٨ حدود ساعت هفت بعد از ظهر حقير را براى انجام كارى احضار فرمودند. وقتى مشرف شدم حدود يك ساعت از غروب گذشته بود. ايشان در حالى كه هنوز مشغول تعقيبات نماز مغرب و عشا بودند، تسبيح در دستشان بود و ذكر مىگفتند، به پشت خوابيده بودند و با بالا و پايين بردن پاهايشان نرمش مخصوصى را كه پزشك توصيه كرده بود انجام مىدادند، تصوير بدون صداى تلويزيون را مد نظر داشتند، به صداى راديو گوش مىدادند، علاوه بر اين همه امور، على نوه عزيزشان را در حالى كه در كنار ايشان دراز كشيده بود و سعى مىكرد حركتهاى امام را تقليد كند مورد تفقد و نوازش پدرانه قرار مىدادند و انجام نرمش مانع از ابراز عطوفت نسبت به نوه خردسالشان نمىشد.
عمر با بركت امام ما به طور مكرر شاهد بوديم كه امام به هنگام قدم زدن عصرها كه به عنوان ورزش، كارى مهم و لازم براى تأمين سلامت ايشان بود در دستى تسبيح داشتند و به ذكر خدا مشغول و در دست ديگر راديويى كوچك داشتند كه با استماع آن در جريان مسائل داخل و خارج قرار مىگرفتند.
بدين سان مىتوان گفت عمر واقعى امام نه هشتاد و هفت سال كه از نظر كاربرد و بهكارگيرى دو برابر اين مدت بود.
مىتوانى خبر يك دقيقهاى تعريف كنى؟
امام هيچ گاه نمىگذاشتند وقتشان به هدر برود. بارها مىديديم كه در دقايق قبل از آماده شدن سفره كه معمولا به بطالت مىگذرد ايشان به مطالعه و تلاوت قرآن مىپرداختند يك بار براى كارى خدمت ايشان بودم. صحبت كه تمام شد نگاهى به ساعتشان كردند و گفتند: «مىتوانى