هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٢١
هديهاى بود كه خداوندداد هنگامى كه خبر شهادت حاج آقا مصطفى رسيد، همه جمع شده بودند كه چگونه اين واقعه را براى امام نقل كنند و خبر را به ايشان برسانند، چون از شدت تأثر هيچ كس به خودش جرأت نمىداد براى امام گزارش ببرد. حاج احمد آقا كه بيتابى مىكرد از بالاى پنجره سايهاش به شيشه افتاده بود امام كه در اتاق نشسته بودند متوجه او شده احمد آقا را صدا كردند. آقا گفتند:
بيا ببينم چى شده؟ احمد آقا زد به گريه. طبيعتاً خوددارى مشكل بود. اما امام با آن صلابتى كه داشتند فقط سه مرتبه فرمودند: «انا للّه و انا اليه راجعون» اين هديهاى بود كه خداوند داد و امروز باز گرفت. حالا بلند شويد و مقدمات كار را فراهم كنيد ببينيد كجا بايد برد و كجا بايد دفن كرد؟ «١» لطف خفيّه خدا بود در مصيبت جانگداز شهادت فقيد سعيد حضرت آيت اللّه حاج سيد مصطفى خمينى كه يار امام در تبعيد و انيس ايشان در جلسات بحث و اميدشان براى اداره شئون آينده مسلمين بود، يك ذره انكسار در سيماى نورانى امام پديدار نشد. تنها جملهاى كه فرمودند اين بود كه «مصطفى اميد آينده اسلام بود». در يازدهمين روز وفات آن مرحوم كه براى تدريس تشريف آوردند، در ابتداى سخن فرمودند: «خداوند تبارك و تعالى الطاف خفيهاى دارد» و وفات مرحوم آقا مصطفى را يكى از الطاف الهى مىدانستند. «٢» اين مسأله لطف خفى و پنهان فوت مرحوم حاج آقا مصطفى را در اوايل انقلاب هيچ كس نمىدانست، اما گذشتِ زمان آثار و بركاتى را كه اين حادثه براى امت اسلام آورد معلوم نمود و فرموده امام روشن شد چون براى وفات ايشان حوزه علميه قم مجالس يادبودى اقامه كردند و بعد از چهارده سال اختناق كه شاه كوشش كرد نام امام را از زبانها ببرد، سخنرانان صريح و روشن از امام نام مىبردند تا چهلم ايشان كه سخنرانان صريحا به شاه حمله مىكردند و بعد از آن چهلم شهداى قم و تبريز و ديگر شهرها نهضت اسلامى را قوام بخشيد و مبارزه را اوج داد. «٣»