هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٠٧
الدنيا كلّهاجهل الامواضع العلم؛ و العلم كله حجة الا ما عمل به، و العمل كله رياء الا ما كان مخلصا؛ والاخلاص على خطر حتى ينظر العبد بما يختم له.
همه دنيا، نادانى است مگر جايگاههاى دانش؛ و علم و دانش همهاش، حجت و دليل خدا، عليه انسان است، به جز آن مقدارى كه بدان عمل شود؛ و به جز اعمال خالص، همه كارها ريا است، و اخلاص در معرض خطر است تا عاقبت كار روشن شود. «١» بحر العلوم و رسيدگى به حال بينوايان داستانهاى بسيارى درباره دستگيرى بحرالعلوم از بينوايان و رسيدگى او به حال مستمندان نقل شده است. و برخى از نويسندگان دارند كه شبها همانند جدش امير المؤمنين (ع) كوله بارى از مواد غذايى را بر دوش مىگرفت و از تاريكى شب استفاده مىكرد، در كوچههاى نجف راه مىافتاد و بر در خانه هر فقير مستمندى كه مىرسيد، مقدارى از غذا و پول قرار مىداد و همواره از حال مردم سئوال مىكرد و به بينوايان رسيدگى كامل داشت.
نوشتهاند شبى شاگرد برجستهاش سيد محمد جواد عاملى (صاحب مفتاح الكرامه) را فرا خوانده، او را توبيخ و سرزنش نمود. مرحوم عاملى دليل نگرانى استادش را پرسيد. استاد در پاسخ گفت: يكى از برادران مسلمان كه همسايه شما است، تهيدست است، او هر شب خرماى بد و ارزان قيمتى از بقال مىگرفت و بچههاى خود را با آن سير مىكرد. امروز رفته است از بقال خرما بگيرد، بقال از دادن خرما امتناع ورزيده است، زيرا بدهكاريهاى آن بيچاره زياد شده بود و امشب او و بچههايش بىشام ماندهاند. سيد جواد عاملى از آقاى بحر العلوم معذرت خواهى مىكند و از اينكه از حال او خبر نداشته است، پوزش مىطلبد.
بحر العلوم در پاسخ او مىگويد: معلوم است بىاطلاع بودهاى، چون اگر با علم به حال آن بيچاره شام مىخوردى و به او اعتنا نمىكردى، كافر بودى! ولى آنچه مرا نگران و ناراحت كرده است، اين است كه تو چرا از برادر مسلمانت خبر نداشتهاى؟ بايد از حال برادرانت جستجو كنى و آنان را دريابى.
در هر حال سيد، سينى بزرگى پر از غذا با مقدارى پول به آقاى عاملى داد و از او خواست