هزار و يك نكته - مجید غلامرضا و همکاران - الصفحة ١٠١
در تمام مدت تلاش مىكرديد كه هر جور شده خود را از بند وى برهانيد، و بالاخره سر كوچه طناب را از گردن خود به دور افكنده و به خانه برگشتيد. محبت بفرماييد و مرا راهنمايى كنيدكه تعبير آن خواب آشفته چه بوده؟» شيخ (رحمه الله عليه) با تبسمى آهسته فرمود: «خدا لعنت كند شيطان را، خواب شما راست بوده است. ديروز ما در خانه خرجى نداشتيم و وجوهات فراوانى نيز رسيده بود، با خود گفتم من يك دينار برمىدارم و ما يحتاج زندگى را تهيه مىكنم و بعداً آن را به جاى خود برمىگردانم. با اين خيال دينارى برداشته و به قصد خريد از خانه خارج شدم، ولى در بين راه باخود فكر مىكردم كه آيا اين كار درست است كه من كردم؟ تا بالاخره سر كوچه كه رسيدم سخت متنبه شدم و با خود گفتم: شيخ اين چه كارى است كه مىكنى، و پشيمان شدم و برگشتم و دينار را در سر جاى خود قرار دادم!» «١» غذاى ساده يك روز كه در منزل مقام معظم رهبرى در خدمت ايشان بودم بحث ما قدرى به طول انجاميد و نزديك مغرب شد. پس از اقامه نماز در محضر ايشان، معظم له رو به من كردند و فرمودند:
آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد. بنده در عين حال كه اين را توفيقى مىدانستم، خدمتشان عرض كردم: اسباب زحمت مىشود. مقام معظم رهبرى فرمودند: نه! بمانيد هر چه هست با هم مىخوريم. وقتى سفره را پهن كردند و شام را آوردند، ديدم غذاى ايشان و خانواده شان چيزى جز املت ساده نيست. من نيز بر آن سفره مهمان بودم و مقدارى از همان غذاى ساده را خوردم. «٢» زندگى دنيوى، دليل زندگى اخروى عَجِبتُ لِمَن انَكَرَ النَّشْأَةُ الاخُرى و هويَرى النَّشْاةَ الاولى.
در شگفتم، از كسى كه زندگى اين دنيا را مىبيند، و باز زندگى دنياى ديگر (آخرت) را قبول ندارد. «٣» كسى كه با درك و دانائى، در زندگى اين دنيا نظر كند، سراسر دنيا را، پر از نشانه- هايى خواهد ديد كه از قدرت آفرينش خداوند حكايت مىكنند. و كسى كه قدرت آفرينش خداوند را،