جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٠
إِنَّ لِي وَالِدَيْنِ كَبِيرَيْنِ يَزْعُمَانِ أَنَّهُمَا يَأْنَسَانِ بِي وَيَكْرَهَانِ خُرُوجِي. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): أَقِمْ مَعَ وَالِدَيْكَ فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَأُنْسُهُمَا بِكَ يَوْماً وَ لَيْلَةً خَيْرٌ مِنْ جِهَادِ سَنَةٍ.
(وسائل الشيعه ١٥/ ٢٠ ح ١٩٩٢٩؛ الكافى ٢/ ١٦٣)
«جابر» از امام صادق (ع) نقل مىكند كه فرمود: مردى خدمت پيامبر (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا! من به راستى مشتاق جهاد هستم. رسول خدا (ص) فرمود: پس در راه خدا جهاد كن كه اگر كشته شوى، زنده هستى و نزد خدا روزى مىخورى، و اگر مُردى اجر تو بر خداست و اگر (از جبهه) برگشتى، از گناهان پاك شدهو مانند كسى مىشوى كه تازه متولد شده است. مرد گفت: اى رسول خدا پدر و مادر پيرى دارم كه با من انس گرفتهاند و دوست ندارند كه از آنها جدا شوم. رسول خدا (ص) فرمود: (در اين صورت) نزد پدر و مادرت بمان. قسم به كسى كه جانم در دست اوست، يك شبانه روز در خدمت آنها بودن (براى تو) بهتر از يك سال جهاد در راه خداست.
روايت با اندكى تفاوت در الفاظ (والدة- والدين) در كتب روايى از امام باقر و امام صادق (ع) از پيامبر (ص) نقل شده و درباره شرايط وجوب جهاد ابتدايى بحث كرده است. در سند روايت عمرو بن شمر است كه به همين دليل روايت ضعيف شمرده شده گرچه محتواى آن با ساير روايات همخوانى دارد. نكته ديگر اينكه احتمال دارد، فراز آخر روايت، (من پدر و مادر پيرى دارم ...) به مورد خاصّ شخص اشاره داشته باشد.
١. اعلام آمادگى نيرو براى رفتن به جبهه: در صدر اسلام، جوانان نزد پيامبر (ص) آمده، براى حضور داوطلبانه در جبهه اعلام آمادگى مىكردند و بدينترتيب شوق و رغبت خود را نسبت بهحضور در جبههنشان مىدادند.
إنِّي رَاغِبٌ فِي الْجِهَادِ نَشِيطٌ