جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٤
سپس مىفرمود: به نام خدا و در راه خدا جهاد كنيد و با كسانى كه به خدا كفر ورزيدهاند بجنگيد (اما) نارو نزنيد، خيانت و پيمان شكنى نكنيد (كشتهها) را مثله ننماييد و طفل و نوجوان و راهب (كسى را كه در قله كوهى به تنهايى زندگى مىكند) نكشيد و درختان نخل را آتش نزنيد و آنها را در آب غرق نكنيد و درختى كه ميوه مىدهد قطع نكنيد. و زراعتى را آتش نزنيد؛ زيرا چه بسا بدانها نيازمند شويد و از چهارپايانى كه گوشت آنها خوردنى است، نكشيد، مگر آن كه به گوشت آنها محتاج شويد و هنگامى كه دشمن را ملاقات كرديد، آن را به يكى از اين سه چيز دعوت كنيد پس اگر اجابت كردند از آنها قبول كنيد و از (جنگ) با آنها چشم بپوشيد؛ (آن سه چيز عبارتند از) اين كه آنها را به اسلام دعوت كنيد؛ پس اگر پذيرفتند قبول كنيد و ديگر كارى با آنها نداشته باشيد و آنان را بعد از اسلام آوردن به هجرت دعوت كنيد. پس اگر قبول كردند از آنها بپذيريد و كارى با آنها نداشته باشيد و اگر از مهاجرت امتناع ورزيدند و شهر و كشور خودشان را اختيار كردند و از داخل شدن به «دارالهجرة» خوددارى كردند در اين صورت آنها به منزله باديه نشينان مؤمن هستند، همان قانونى كه بر آنان جارى مىشود بر اينها نيز جارى است؛ از غنائم چيزى به آنها تعلق نمىگيرد مگر اين كه در راه خدا مهاجرت كنند.
و اگر از اين دو پيشنهاد، روى گرداندند پس آنها را به دادن جزيه دعوت كنيد (باهمان شيوهاى كهقرآن فرموده) با دست خودو با خضوع.
بنابراين اگر حاضر به اعطاى جزيه شدند از آنها قبول مىشود و در اين حال با آنان كارى نداشته باشيد. و اگر از پرداخت جزيه نيز خوددارى كردند. در اين صورت براى جنگ با آنها از خدا كمك بخواه و با آنان در راه خدا جهاد كن به نحوى كه حق جهاد در راه