جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
خويش برترى داده است، چون به واسطه جهاد، دين ظهور مىيابد و از كيان اسلام دفاع مىشود.
و خداوند جان و مال مؤمنان را در ازاء بهشت مىخرد؛ چه معامله سود آور ونجات بخشى! خداوند با آنان شرط كرده كه حدود الهى را در جهاد حفظ كنند كه نخستين آن، دعوت بندگان خدا به اطاعت خداوند به جاى اطاعت از بندگان خدا، و به پرستش خداوند به جاى پرستش انسانها و به سوى ولايت خداوند به جاى ولايت ديگران است، دعوت از بندگى و اطاعت فرد به فرد ديگر نيست.
پس كسانى از اهل كتاب كه از دادن جزيه (: ماليات اسلامى) خوددارى كنند، كشته شده و اهل آنها به اسارت گرفته مىشوند. و كسى كه به دادن جزيه تن دهد، به او تعدّى نمىشود. و پيمانش نقض نمىگردد و به اندازه توانش مكلّف به پراخت جزيه مىشود. فىء براى عموم مسلمانان است نه خاص عدّهاى. اگر جنگى شد و عدّهاى اسير مسلمانان شدند، به مانند سيره رسول خدا (ص) كه سنّت دين است با آنان عمل مىشود. سپس (اين حاكمان) كسانى را به جهاد تكليف مىكنند كه خداوند آنان را معذور داشته است، مانند: نابينا، لنگ، تهى دستان و مافوق طاقت و توان افراد، كار مىطلبند. همانا اهل يك شهر اوّل با كسى كه در پى او بود مىجنگيد و در اعزام نيروها عدالت را رعايت مىكرد، تا اينكه اين رويه از ميان رفت و قانون اجير و موجر جاى آن را گرفت. حج را ضايع كردند. و مردم نيازمندند. پس چه انحرافى بزرگتر از اين انحراف و چه كسى استوارتر از آن كه جهاد و ارزشهاى جهادى را به بندگان خدا باز گرداند؟ اين اشتباهى بزرگ است.