جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٩
كيان اسلام در خطر افتاده باشد و بر اثر هجوم دشمنان، ترسِ از بين رفتن آن برود؛ در آن وقت از آنان مدد گرفته مىشود.
عرض كردم: پس از جزيه چيزى به آنان داده مىشود؟ فرمود: نه.
اين روايت به موضوعى از احكام حكومتى اشاره دارد، يعنى شرايط حضور و عدم حضور باديه نشينان در جبهه جنگ، كه وابسته به زمان آن روز بوده است.
١. واجب نبودن جهاد بر باديهنشينها: حضور در جبهه و جهاد بر باديه نشينها واجب نيست و نمىتوان آنها را به آن الزام كرد.
ليس عليهم جهاد ٢. جواز كمك خواستن از باديه نشينها براى جنگ، در صورت به خطر افتادن كيان اسلام: در صورتى كه كيان اسلام در خطر نابودى قرار گيرد، كمك خواستن از باديه نشينان جايز است.
... الا ان يخاف على الاسلام فيستعان بهم ٣. عدم تعلق (غنائم) جزيه به باديه نشينها: در صورتى كه باديه نشينها در جنگ حضور يابند، باز هم چيزى از جزيه به آنها تعلق نمىگيرد.
قلت فلهم من الجزيه شىء قال لا باديه نشينان:
حكم جهاد بر ١؛ شرط استمداد از ٢؛ محروميت از غنايم جنگى ٣ غنائم جنگى:
محرومان از ٣ ٣١٨- ١٢١- و عن محمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين، عن صفوان، عن العلاء، عن محمد ابن مسلم، عن ابيجعفر (ع) قال: سالته عن سيره الامام فى الارض التى فتحت بعد رسول الله (ص) فقال: ان اميرالمومنين (ع) قد سار فى اهل العراق سيره فهم امام لسائر الارضين، و قال: ان ارض الجزيه لاترفع عنهم الجزيه.
(وسائل الشيعه، ١٥/ ١٥٣، ح ٢٠١٩٣؛ من لا يحضره الفقيه ٢/ ٥٣)