جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٢
بى نياز نيستيم به خاطر جايگاه و مقامت، و به خاطر كثرت شيعيان و پيروانت. پس چون صحبتهاى عمرو عبيد تمام شد، امام صادق (ع) فرمود: آيا همه شما نظر عمرو را قبول داريد؟ همه گفتند: آرى. آن گاه امام (ع) حمد خداوند را به جا آورد و ثناى او نمود و بر پيامبر (ص) درود فرستاد و سپس فرمود: به درستى كه ما ناراحت مىشويم و به خشم مىآييم هنگامى كه خداوند معصيت شود، و هنگامى كه خداوند اطاعت شود راضى و خشنود هستيم. تا اين كه فرمود: آيا تو فكر كردى اگر من با صاحب تو كه مرا به بيعت با او دعوت مىكنى، بيعت كنم و سپس مردم دور و بر شما جمع شوند، ديگر پس از آن در اين باره عليه شما اختلاف نمىكنند. و شما از اين امر، فارغ مىشويد و مىرويد به جانب مشركانى كه نه مسلمان مىشوند و نه جزيه مىپردازند (در اين صورت) آيا شما و رهبرتان علم به سيره پيامبر (ص) در جنگ با مشركان داريد؟ گفت:
آرى. امام (ع) فرمود: چه كار مىكنيد؟ گفت: آنها را به اسلام دعوت مىكنيم و اگر نپذيرفتند به پرداخت جزيه فرا مىخوانيم.
امام (ع) فرمود: اگر از مجوسىها (زرتشتىها) باشند و از اهل كتاب نباشند، چه مىكنيد؟ (باز هم همين قانون را اعمال مىكنيد؟) گفت:
آرى، مساوىاند. امام (ع) فرمود: اگر مشركان عرب و بتپرستان باشند، چه مىكنيد؟ گفت: مساوى هستند و فرقى نمىكنند، امام (ع) فرمود: (حتماً اين حكم را بر اساس قرآن مىگويى) مرا از قرآن در اين باره خبر ده؛ آن را مىخوانيد؟ گفت: آرى. امام (ع) فرمود:
بخوان «قاتلوا الذين لا يؤمنون بالله ولا باليوم الاخر ولا يحرمون ما حرم الله و رسوله ولا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزية عن يدوهم صاغرون» (توبه/ ٢٩)
(با كسانى از اهل كتاب كه نه به خدا، و نه به روز جزا ايمان دارند،