جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
لَا آمَنُهُ عَلَى نَفْسِي فَمَا تَرَى لِي أَخْرُجُ إِلَى الْبَصْرَةِ أَوْ أَخْرُجُ إِلَى الْكُوفَةِ فَقَالَ بَلِ اخْرُجْ إِلَى الْكُوفَةِ فَإِذَا مَرَّ فَصِرْ إِلَى الْبَصْرَةِ (وسائل الشيعه ١٥/ ٣٢، ح ١٩٩٤٧؛ بحارالانوار ٩٧/ ٦٢).
«محمد بن عيسى» گويد: در خدمت امام رضا (ع) بودم، «يونس بن عبدالرحمن» از آن حضرت پرسيد: مردى از آنها مرده و وصيت كرده از دارايىاش يك اسب و هزار درهم و يك شمشير به كسى داده شود كه از جانب او آماده دفاع از مرزهاى مسلمين شده در يكى از مرزها بجنگد. وصى او تصميم گرفت آن را انجام دهد و در پى آن همه آنها را به مردى از ياران ما داد. او كه نمىدانست وقت اين كار فرا نرسيده پذيرفت و آن پول و اسب و سلاح را از او گرفت، شما چه مىفرماييد؛ آيا برايش رواست كه در برخى از اين مرزها از جانب آن شخص كه مرده به مرزبانى بپردازد، يا نه؟
امام (ع) فرمود: هر چه را گرفته است، به وصىّ برمىگرداند و به مرزبانى نمىپردازد، زيرا هنوز وقت آن فرا نرسيده است.
[دوباره] امام (ع) فرمود: همه را بايد برگرداند. يونس گفت: او وصى را نمىشناسد. فرمود: پرس و جو كند (تا او را بيابد).
يونس عرض كرد: پرس و جو كرده و به او دست نيافته؛ چه بايد بكند؟
امام (ع) فرمود: اگر اين چنين است پس در پاسگاه مرزى به عنوان مرابطه خدمت كند، ولى نجنگد.
پرسيد: در آن هنگام (در حال مرزبانى) اگر دشمن به آنجا حمله كرد به طورى كه نزديك بود به او برسد وظيفهاش چيست؟ بجنگد يا نه؟
امام رضا (ع) به او فرمود: اگر چنين است، آنوقت بجنگد، ولى نه از جانب آنها (حاكمان جور) بلكه (به عنوان يك وظيفه شخصى)