جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٠
أَيْدِينَا، وَ لَا نَبْدَؤُكُمْ بِحَرْبٍ حَتَّى تَبْدَءُونَا [بِهِ] وَ أَشْهَدُ لَقَدْ أَخْبَرَنِي النَّبِيُّ الصَّادِقُ (ص)، عَنِ الرُّوحِ الْأَمِينِ، عَنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ، أَنَّهُ لَا يَخْرُجُ [عَلَيْنَا] مِنْكُمْ مِنْ فِئَةٍ قَلَّتْ أَوْ كَثُرَتْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، إِلَّا جَعَلَ اللَّهُ حَتْفَهَا عَلَى أَيْدِينَا، وَ إِنَّ أَفْضَلَ الْجِهَادِ جِهَادُكُمْ، وَ أَفْضَلَ الُمجَاهِدِينَ مَنْ قَتَلَكُمْ، وَ أَفْضَلَ الشُّهَدَاءِ مَنْ قَتَلْتُمُوهُ، فَاعْمَلُوا مَا أَنْتُمْ عَامِلُونَ، فَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ، وَ لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ. (مستدرك الوسائل ١١/ ٦٥ ح ١٢٤٣٥)
اميرالمؤمنين در كوفه، مشغول خواندن خطبه بود. ناگاه يكى از خوارج برخاست و گفت: «لا حُكم الّا لِلّه» (يعنى حكمرانى جز بر خدا، هرگز بر ديگرى روا نيست)
امير مؤمنان (ع) سكوت كرد.
سپس ديگرى برخاست و بعد از وى ديگرى و همان جمله را تكرار كردند، تا سرانجام على (ع) فرمود: سخن حقى است كه به قصد باطل، ادا مىگردد. (و خطاب به خوارج فرمود:) شما نزد ما از سه ويژگى رفتارى و خصوصيت، برخوردار هستيد: تا هنگامى كه با ما، در جهاد همدست باشيد، شما را از نماز خواندن در مساجد- كه خانه خداست- بازنمىداريمو تا با ما، وارد جنگ نشويد از غنايم و فىء، بهرهمند خواهيد شد و هرگز آغازگر نبرد با شما، نخواهيم بود.
و گواهى مىدهم كه پيامبر راستگو از قول جبرئيل، او نيز از جانب پروردگار جهانيان به من خبر داد كه: تا روز قيامت، هيچ گروهى از شما- كم يا زياد- بر ما خروج نمىكند مگر آن كه خداوند، مرگ او را به دست ما قرار داده است و بدون ترديد، پرفضيلتترين جهادها مبارزه با شما است، و برترين مجاهدان، رزمندهاى است كه شما را بكشد و بهترين شهيدان، كسى است كه به دست شما كشته شود. پس هر كار مىخواهيد بكنيد؛ روز قيامت، كجروان،