جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨١
٤٢٧- ٢٣٠- وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُوسَى، عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ آبَائِهِ (ع) فِي حَدِيثٍ: (أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (ع) قَالَ فِي خُطْبَةٍ لَهُ: ثُمَّ أَخَذْتُ بِيَدِ فَاطِمَةَ وَ ابْنَيَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (ع)، ثُمَّ دُرْتُ عَلَى أَهْلِ بَدْرٍ وَ أَهْلِ السَّابِقَةِ، فَنَاشَدْتُهُمْ حَقِّي وَ دَعَوْتُهُمْ إِلَى نُصْرَتِي، فَمَا أَجَابَنِي مِنْهُمْ إِلَّا أَرْبَعَةُ رَهْطٍ:
سَلْمَانُ وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ، وَ ذَهَبَ مَنْ كُنْتُ أَعْتَضِدُ بِهِمْ عَلَى دِينِ اللَّهِ- إِلَى أَنْ قَالَ- وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً (ص) بِالْحَقِّ، لَوْ وَجَدْتُ يَوْمَ بُويِعَ أَخُو تَيْمٍ أَرْبَعِينَ رَهْطاً، لَجَاهَدْتُهُمْ فِي اللَّهِ إِلَى أَنْ أُبْلِيَ عُذْرِي).
(مستدرك الوسائل ١١/ ٧٤، ح ١٢٤٦٠)
«اسحاق بن موسى» روايت كرده از پدرش موسى بن جعفر- از قول پدرش، او نيز از پدرانش- در ضمن حديثى- فرمود: امير مؤمنان (ع) در يك سخنرانى فرمود: «... بعد از آن، دستهاى فاطمه (س) و دو فرزندم- حسن و حسين- را گرفتم و به در خانههاى اهل بدر و اشخاصى كه در اسلام داراى سابقهاى بودند بردم و همگى آنان را سوگند دادم و حقم را به آنها يادآور شدم و يكايك آنان را به يارى خود فراخواندم. كسى از ميان تمامى آنان پاسخم را نداد مگر چهار تن- سلمان، عمار، مقداد، ابوذر و ديگران به من كمك نكردند و آنان كه از خاندان من بودند و در دين خدا، به من مدد مىرساندند و يارىام مىدادند به سراى جاويدان شتافتند- تا آنكه فرمود: سوگند به آنكه حضرت محمد (ص) را به حق، به نبوت برانگيخت چنانچه آن روز كه با برادر تيم (ابوبكر) بيعت كردند چهل تن ياور و همراه مىداشتم (با همان عده كم) در راه خدا با آنان چندان جهاد مىكردم كه برايم عذرى نمانده، به