جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٤
«عاصمبن كليب جرمى» گويد پدرم گفت: من نزد على (ع) بودم مالى از جبل (به سرزمينهاى ميان اصفهان تا زنجان و قزوين و همدان و دينور و رى و شهرهاى ميان آنها گفته مىشد.) رسيد. على (ع) برخاست، ما نيز از جاى برخاستيم. مردم به دور آن حضرت حلقه زده بودند. على (ع) چند ريسمان گرفت و به دست خود، آنها را به يكديگر گره زد، و به گرداگرد آن كالا كشيد و فرمود: هيچ كس حق ندارد از حلقه اين ريسمانها بگذرد و پاى به درون نهد.
ما پشت ريسمان نشستيم، و على (ع) خود به درون رفت و صدا زد رؤساى قبايل هفتگانه كجايند؟ آنان پيش آمدند، پس از اين جوال به آن جوال مىريختند و از آن يك به اين يك، تا آنها را به هفت قسمت كردند.
على (ع) در آن ميان گرده نان خشكيدهاى يافت آن را نيز هفت قسمت كرد و بر هر قسمت تكهاى از آن نهاد و سپس فرمود:
اين، آن است كه من چيدهام و بهترينش در ميان آن است؛ با اين كه هر چينندهاى را دست به سوى دهان است.
راوى گويد: سپس بر آنها قرعه زد، و هر مردى قومش را صدا مىزد، و آنها جوالها را مىبردند.
١. تقسيم عادلانه غنايم: بر والى و حاكم اسلامى است كه در تقسيم غنايم عدالت را مدنظر داشته باشد و آن را رعايت كند. همانند آنچه در روايت آمده است كه امام على (ع) حتى يك قرص نان خشكيده را به عدالت تقسيم كرد.
... فَوَجَدَ فِيهِ رَغِيفاً فَكَسَرَهُ سَبْعَ كِسَرٍ، ثُمَّ جَعَلَ عَلَى كُلِّ جُزْءٍ مِنْهُ كِسْرَةً امام على (ع):
سيره ١ رهبرى:
مسئوليت ١ غنائم جنگى:
تقسيم عادلانه ١