جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٦٠
سؤال كنند. پس اگر خجالت مىكشيد و سكوت مىكرد، رسول خدا (ص) سكوت او را به معناى اجازه آن زن تلقى مىكرد و نسبت به ازدواج آن دستور مىداد و اگر مىگفت: نه، رسول خدا (ص) او را آزاد مىگذاشت و او را به كارى كه دوست نداشت مجب جهاد در آيينه روايت(ج٢) ٥٦٦ كتاب هفتم: بحارالانوار ور نمىكرد.
شهربانو نگاهش را به ميان جمعيت انداخت سپس با دستش اشاره كرد و در ميان جمعيت، حسين بن على (ع) را انتخاب كرد. (عدهاى) به او گفتند هركه را مىخواهى انتخاب كن، در انتخاب مخيرى و اجبارى در كار نيست. و او دوباره با دستش به امام حسين (ع) اشاره كرد و گفت: اگر در انتخاب آزاد و مخيّر هستم، من اين را پسنديدم و مىخواهم.
امير مؤمنان على (ع) ولى «شهربانو» گرديد. و حذيفه از طرف امام حسين (ع) خطبه عقد را جارى كرد.
آنگاه على (ع) خطاب به شهربانو فرمود: اسمت چيست؟ و آن زن گفت: شاه زنان، دختر كسرى (پادشان ايران).
على (ع) فرمود: آيا تو شهربانو هستى و خواهرت مرواريد، دختر كسرى است. زن گفت: آرى.
١. شيوه اميرمؤمنان (ع) براى آزادى زنان اسير ايرانى: در فتوحات بعد از پيامبر (ص) مسلمانان پس از پيروزى، زنان را نيز به اسارت مىگرفتند و حال آن كه اسير گرفتن زنان از نظر اسلام داراى شرايطى است. در حمله به ايران وقتى اسراى ايران را به مدينه آوردند، اميرمؤمنان (ع) شيوه آزاد كردن زنان اسير را عملى ساخت كه حاكم وقت نيز از وى تبعيت كرد. و همه زنان اسير آزاد شدند.
فرمانده كل قوا (على (ع)):
برخورد با زنان اسير ١ قوانين و مقررات جنگ:
رعايت ١