جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٠١
جنگى ٤ جنگ:
در سرزمين دشمن ٤ ٥٢٥- ٣٢٨- عَنْهُمَا عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَقُولُ: نُعِيَتْ إِلَى النَّبِيِّ (ص) نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ: نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَةً، وَ نَادَى الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارَ بِالسِّلَاحِ قَالَ: فَاجْتَمَعَ النَّاسُ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ قَالَ: أُذَكِّرُ اللَّهَ الْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلَّا يَرْحَمَ عَلَى جَمَاعَةِ الْمُسْلِمِينَ فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ وَ رَحِمَ صَغِيرَهُمْ وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُصَغِّرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ، وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ فَيَأْكُلَ قَوِيُّهُمْ ضَعِيفَهُمْ، وَ لَمْ يُجْمِرْهُمْ فِي ثُغُورِهِمْ فَيَقْطَعَ نَسْلَ أُمَّتِي ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ فَاشْهَدْ. (بحارالانوار ٩٧/ ٣٢، ح ٩، قرب الاسناد/ ٤٨)
حنان گفت: از امام صادق (ع) شنيدم كه بارها مىفرمود: به پيامبر خدا (ص) خبر ناگوارى رسيد، ولى به سبب آن، ناراحت و رنجور نشد. امام (ع) (در ادامه فرمود) اين خبر ناگوار (فرا رسيدن زمان رحلت آن حضرت) بهوسيله جبرئيل- كه بر آن حضرت نازل شد- به اطلاع پيامبر (ص) رسيد. پس رسول خدا (ص) مردم را به نماز جماعت فراخواند و به مهاجران و انصار دستور داد با سلاحهاى خود حاضر شوند. امام (ع) فرمود: پس آنگاه مردم جمع شدند و پيامبر (ص) به منبر رفت و حمد و سپاس خداوند نمود و آن خبر ناگوار را شخصا به اطلاع مردم رساند و فرمود: خداوند به من دستور داده است كه نسبت به (ويژگىهاى) جانشين بعد از خودم بر امت، به شما يادآور شوم تا به گونهاى نباشد كه وى نسبت به امت اسلامى رئوف و مهربان نباشد، بلكه بايد احترام بزرگانشان را نگه داشته و با كوچكترها مهربان باشد و علما و دانشمندانشان را گرامى بدارد. به آنان ضرر نرساند كه باعث خوارىشان گردد و آنان