جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣٥
بارالها! مرا سرپرستى فرما و ديگرى را عليه من سرپرستى مفرما.
آفريدگارا! مرا يادآور خودت قرار ده كه سپاسگزارت باشم و شير بيشه، و گوشهگير كوى تو گردم و به سوى تو بازگردم و با فرمانبرى از تو، دشمنانت را بكشم.
پس (بر اثر مستجاب شدن آن دعا) مرحب را كشتم، و لباس و ادوات جنگى همراهش را برنداشتم، و شيوه من چنين بود كه دشمن را مىكشتم، ولى لباس و اثاثيهاى را كه به همراه داشت برنمىداشتم.
١. مطيع و شاكر خدا بودن سيره امام على (ع) در مبارزه با دشمن: وجه تمايز جهاد در اسلام با ساير جنگها، آن است كه قتل و كشتار دشمنان، در راستاى اطاعت و بندگى خداوند انجام مىگيرد. اميرمؤمنان (ع) در نبرد خيبر ضمن درخواست پيروزى بر دشمن از خداوند، مىفرمايد: پروردگارا مرا سرپرستى فرما، يادآور و مطيع خود قرار ده تا سپاسگزارت باشم و با فرمانبرى از تو، دشمنانت را به قتل برسانم.
اللَّهُمَّ انْصُرْنِي ... اللَّهُمَّ تَوَلَّنِي ... اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي لَكَ ذَاكِراً لَكَ شَاكِراً ... مُطِيعاً، أَقْتُلُ أَعْدَاءَكَ ٢. سيره اميرمؤمنان (ع) در مورد سَلَبْ دشمن: سيره اميرمؤمنان (ع) در نبرد چنين بود كه با كشتن دشمن، هيچگاه سَلَبْ (يعنى اموال شخصى او را از قبيل: لباس، زره، شمشير، اثاثيه و ...) به غنيمت نمىگرفت.
در نبرد خيبر مرحب يهودى را كشت و بدون اخذ سَلَبْ او را رها كرد. البته امروز آنچه از دشمن به جاى مىماند، حكم آن مربوط به نظر ولى امر است.
فَقَتَلْتُ مَرْحَباً يَوْمَئِذٍ، وَ تَرَكْتُ سَلَبَهُ، وَ كُنْتُ أَقْتُلُ وَ لَا آخُذُ السَّلَبَ امام على (ع):
سيره ١، ٢؛ دشمنشناسى ٢ خداوند:
آثار داورى ٣ ٤٥٨- ٢٦١- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع)، أَنَّهُ قَالَ: لَمَّا تَوَافَقَ النَّاسُ يَوْمَ الْجَمَلِ، خَرَجَ عَلِيٌّ (ع) حَتَّى وَقَفَ بَيْنَ الصَّفَّيْنِ، ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ نَحْوَ