جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤١٠
الْأَصْوَاتَ، وَ تَجَلْبَبُوا بِالسَّكِينَةِ، وَ أَكْمِلُوا اللَّأْمَةَ، وَ قَلْقِلُوا السُّيُوفَ فِي الْغِمْدِ قَبْلَ السَّلَّةِ، وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ، وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ، وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى، وَ صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا، وَ الرِّمَاحَ بِالنِّبَالِ، فَإِنَّكُمْ بِعَيْنِ اللَّهِ مَعَ ابْنِ عَمِّ نَبِيِّكُمْ، عَاوِدُوا الْكَرَّ وَ اسْتَحْيُوا [مِنَ] الْفَرِّ، فَإِنَّهُ عَارٌ بَاقٍ فِي الْأَعْقَابِ، وَ نَارٌ يَوْمَ الْحِسَابِ، فَطِيبُوا عَنْ أَنْفُسِكُمْ نَفْساً، (وَ اطْوُوا عَنِ الْحَيَاةِ كَشْحاً)، وَ امْشُوا إِلَى الْمَوْتِ مَشْياً- إِلَى أَنْ قَالَ- أَلَا فَسَوُّوا بَيْنَ الرُّكَبِ، وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ، وَ اضْرِبُوا الْقَوَانِصَ بِالصَّوَارِمِ، وَ أَشْرِعُوا الرِّمَاحَ بِالْجَوَانِحِ، وَ شُدُّوا فَإِنِّي شَادٌّ مَا هُمْ لَا يُبْصِرُونَ الْخَبَرَ. (مستدرك الوسائل ١١/ ٨٣، ح ١٢٤٧٩)
از «ضرار بن ازور» نقل كردهاند كه مردى از خوارج از ابن عباس درخواست كرد درباره على (ع) برايش سخن بگويد.
ابن عباس از او، روى برگرداند، ولى آن مرد، بار ديگر سخن خود را تكرار كرد.
ابن عباس در پاسخش گفت: سوگند به خدا، على- امير مؤمنان- به ماه درخشنده و شير بيشه همانند بود.- تا آنكه گويد:- او را در صفين ديدم، عمامه سپيدرنگى بر سر داشت و دو چشمش همچون دو چراغ، پرتو مىافشاند، (در جلوى سربازانش راه مىرفت) و در جلوى دسته به دسته چند نفرى از لشكريانش مىايستاد و آنان را تشويق مىكرد تا وقتى كه به من رسيد در حالى كه گروهى از مسلمين مرا در ميان گرفته بودند. پس فرمود:
مسلمانها! (احساس مسئوليت كنيد و) ترس از خدا را شعار خود سازيد، و آهنگ صدايتان را بميرانيد و سخن نگوييد، و با آرامش و وقار باشيد، و كامل گردانيد زره را (با ساير ابزار جنگ و اراده قوى) و پيش از آنكه شمشير را از نيام بكشيد چند بار تكان دهيد. با