جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٩
فرمود: اى پسر زن بزچران! تو، به آتش افروخته، سزاوارترى.
«مسلم بن عوسجه» خواست او را با تيرى بزند، امام حسين (ع) به او فرمود: اين كار را نكن. مسلم عرض كرد:
اجازه بدهيد او را بزنم؛ زيرا او مردى فاسق و از دشمنان خدا، و ستمپيشگان بزرگ است. اكنون پروردگار، كشتن او را براى ما آسان ساخته است؟
امام حسين جهاد در آيينه روايت(ج٢) ٣٩٧ كتاب ششم: مستدرك الوسائل فرمود: او را نزن؛ چون دوست ندارم آغازگر پيكار با آنان باشم.» ١. خوددارى از پيش گامى در نبرد با دشمنان: سپاهيان اسلام تا آنجا كه ممكن است و استراتژى جنگ اجازه مىدهد، نبايد پيش گام در شروع جنگ با دشمنان باشند، چرا كه اصل در جهاد، كشتن و كشته شدن نيست، چه بسا دشمن با سخنان امام (ع) يا مؤمنان، هدايت شود و نيازى به دست بردن به سلاح نباشد. قبل از رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و نيز در روز عاشورا، امام مانع از اين شد كه يارانش آغاز كننده جنگ باشند، اين ممانعت در حالى بود كه دشمن در موع ضعف بود يا حتى به امام بىاحترامى كرده بود. اين شيوه و سيره، مكرر در جنگهاى امام على (ع) نيز مشاهده شده است.
مَا كُنْتُ لِأَبْدَأَهُمْ بِالْقِتَالِ/ لَا تَرْمِهِ، فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَبْدَأَهُمْ بِالْقِتَالِ ٢. خنثى سازى جنگ روانى دشمن: شيوه امامان معصوم به تبع سيره پيامبر اسلام (ص) آن بود كه جنگ روانى دشمن را با همان شيوه پاسخ دهند و با سلاح جنگى و مادى به مقابله با آن نروند؛ امام حسين (ع)- در پاسخ به شمر بن ذى الجوشن در روز عاشورا- كه به امام بىاحترامى كرد و امام را شايسته دوزخ دانست- بدون آن كه دست به اقدامى عجولانه بزند، با سخنانى محكم و مناسب جنگ روانى شمر را خنثى كرد و او را شرمنده ساخت.
يَا ابْنَ رَاعِيَةِ الْمِعْزَى، أَنْتَ أَوْلَى بِهَا صِلِيّاً آغاز جنگ:
پرهيز از ١ امام حسين (ع):
سيره ١، ٢