جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨٠
بوده. پس عذر اوصيا در اينباره پذيرفتنىتر است.
٦- اقتدا به برادرم حضرت محمد (ص) سرور و سالار بشر كه از خوف و براى احتياط، مرا در بستر خود خواباند، و خويشتن از مكه بيرون رفت و در غار (ثور) پنهان شد.
پس اگر كسى بگويد پيغمبر به سبب ديگرى به درون غار رفت و در آنجا مخفى شد، البته كافر شده و اگر براى خوف از دشمن و اضطرار بوده، پس وصى او، هنگام ضرورت و اجبار، چگونه خوف نداشته باشد؟
چون سخن على (ع) به اينجا رسيد، همگى برخاستند و گفتند:
هماكنون متوجه شديم گفتار تو صحيح و كردارت برحق است و ما در آنچه گفته بوديم اشتباه كرده، گناهكاريم، و خدا تو را معذور داشته (در اين كه حق خود را مطالبه نكردى و به وضع موجود، تن در دادى.).
١. سقوط تكليف جهاد به علت نبودن نيروى انسانى كافى: با توجه به شرايط موجود، در صورتى كه نيروى كار آمد و مومن و با استقامت به اندازه لازم در اختيار فرمانده كل قوا و امام نباشد به گونهاى كه بترسد كه اگر وارد جهاد شود نه تنها پيروز نخواهد شد بلكه همان تعداد اندك نيرو نيز از بين خواهند رفت، در اين صورت جهاد از او ساقط مىشود. اين همان شرايطى بود كه براى على (ع) در برخورد با خلفاى بعد از پيامبر پيش آمد.
قِيلَ [لَهُ]: لِمَ لَا حَارَبْتَ أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ، كَمَا حَارَبْتَ طَلْحَةَ وَ الزُّبَيْرَ وَ مُعَاوِيَةَ؟ فَقَالَ (ع):
إِنِّي كُنْتُ لَمْ أَزَلْ مَظْلُوماً مُسْتَأْثَراً عَلَى حَقِّي ...
جهاد:
شرايط سقوط وجوب ١ فرمانده كل قوا (على (ع)):
اختيارات ١ نيروها:
تأثير ى كيفى ١