جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٨
هنگامى كه جارچى خبرى را با صداى بلند به ديگران مىرساند:
«كه بهشت زير سايه شمشيرها است». پس زخم نيزه و ضربه شمشير، از نوشيدن آب خنك در هواى گرم تابستان بر شهيد، گواراتر مىشود.
و شهيد چون بر اثر اصابت نيزه يا ضربه شمشير از روى اسبش واژگون شود، هنوز به زمين نرسيده خداوند يار و همدمش از حورالعين را برانگيزد، تا وى را به آنچه خدا به او وعده داده و مقامهاى عالى و گرانقدرى كه برايش مهيا كرده است مژده دهد. و همين كه بر زمين افتاد، زمين به او مىگويد:
«آفرين به روان پاكيزهاى كه از پيكر پاكى بيرون گشته است.
بشارت بر تو باد كه آفريدگار جهان از كرامت و بزرگى خويش نعمتها و مقامهايى برايت فراهم ساخته كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى وصف آنها را نشنيده و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده است.» و خداوند مىفرمايد: «منم جانشين او در ميان خانوادهاش، بنابراين هركه آنان را خشنود گرداند مرا خرسند كرده است و هركس آنان را خشمگين سازد، مرا خشمناك كرده است.» و خداوند روح آن شهيد را در [جايى مانند] حوصله «: چينهدان» پرندهاى سبزرنگ [بلكه در بدن مثالى و نه چينهدان] قرار مىدهد تا او را به بهشت ببرند و در آنجا به هرجا و مقامى كه بخواهند پرواز كند، و از ميوههايش بخورد، و به قنديلهاى زرينى كه به عرش آويخته است پناه گيرد. [اين فراز از روايت صحيح نيست همچنان كه شيخ كلينى رواياتى نقل مىكند كه اين سخن را نفى كردهاند. از جمله آنكه:
ابوولاد حناط گويد: به امام صادق (ع) عرض كردم: فدايت شوم، مىگويند ارواح مؤمنان در چينهدان پرندهاى سبزرنگ قرار دارد