جهاد در آيينه روايت(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٧
بپردازند. پس من هم اشكالى نمىبينم كه تو مقدارى از آن زمين را بخرى و بر روى آن كار كنى. و هر قومى زمينى را احياء كند و در آن به كار بپردازد، به زمين سزاوارترند و زمين مال آنان است.
در جنگ خيبر پس از آن كه پيامبر خدا (ص) در جنگ پيروز شد و آنجا را در اختيار گرفت با ساكنان يهودى خيبر قرار دادى را منعقد كرد كهبراساس آن، اراضىشان را در اختيار آنها قرار داد تا بر روى آن كار كنند و آباد كنند و نسبت بهدرآمد زمين، خراج بپردازند و اين سيره پيامبر دليل بر جواز خريد و فروش اراضى اهل جزيه است. و اين روايت مربوط به پيامدهاى مادى جنگ است.
١. جواز خريد و فروش اراضى يهود و نصارى: در صورتى كه فردى از افراد مسلمان زمينى از زمينهاى خراجيه را خريدارى نمايد تا آن را آباد نمايد، خريد آن براى وى جايز است.
سألت ... عن الشراء من ارض اليهود و انصارى فقال ليس به بأس زمين خراجى:
جواز معامله ١ مسيحيان:
جواز معامله زمينهاى ١ يهود:
جواز معامله زمينهاى ١ ٣١٦- ١١٩- محمد بن الحسن باسناده عن الصفار، عن ايوب بن نوح، عن صفوان بن يحيى، عن ابى برده بن رجا قال: قلت: لابى عبدالله (ع) كيفترى فى شراء ارض الخراج؟ قال: و من يبيع ذلك هى ارض المسلمين، قال: قلت يبيعها الذى هى فى يده قال: و يصنع بخراج المسلمين ماذا؟ ثم قال: لاباس اشترى حقه منها و يحول حق المسلمين عليه و لعله يكون اقوى عليها و املى بخراجهم منه.
(وسائل الشيعه، ١٥/ ١٥٥، ح ٢٠١٩٧؛ تهذيب الاحكام، ٧/ ١٥٥)